معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١
میبینند ، " « یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوء
تود لو ان بینها و بینه امدا بعیدا »" [١] روزی که هر کسی هر کار خیر
کرده ، آن را حاضر شده میبیند و هر کار بدی که کرده است [ آرزو میکند که
ای کاش میان او و کار بدش مسافتی دور فاصله میافتاد ] . در این زمینه
زیاد داریم .
تجسم اعمال یک مطلبی است . نفس اعمال ما مجسم میشود ، که اخبار و
روایات هم در این زمینه زیاد است : فلان عمل میآید میگوید من صبر تو
هستم ، دیگری میآید میگوید من روزه تو هستم ، دیگری میآید میگوید من نماز
تو هستم ، . . . اصلا این یک داستانی است . این مطلب را آقای مهندس هم
قبول کردهاند ولی در توجیهی که میکنند ، چون عمل را از سنخ عمل دنیایی
میدانند ، تعبیر میکنند که این ، تجسم و تشخص عنصر دوم ( انرژی ) است ،
ولی بنابر تفسیری که دیگران از این مطلب کردهاند تشخص و تجسم عنصر سوم
است . من درباره این هم نمیخواهم زیاد بحث کنم . آنها معتقدند هر عملی
که ما در اینجا انجام میدهیم ، دو وجهه دارد : یک وجهه از جنبه عنصر دوم
شما و یکی هم از جنبه عنصر سوم . در واقع مثل این است البته این مثال
مثال غلطی است که یک آیینهای در آنجا باشد و عین آنچه که ما در اینجا
میکنیم در آن آینه منعکس میشود ، با این تفاوت که در آیینه واقعا چیزی
منعکس نمیشود ولی آنچه که ما در اینجا انجام میدهیم ، روح آن در جای
دیگر وجود پیدا میکند . همین طوری که شما برای خود شخص عنصر سومی یا به
تعبیر ما روحی غیر از ماده و بدن قائل هستید ، میگویند هر عملی که از
انسان صادر شود ، آن عمل هم بدنی دارد و روحی . بدن عمل همین انرژی به
تعبیر شماست و روح عمل آن است که وابسته به همان روح انسان است .
اینها معتقدند که آن مرحله تجسم در آن عنصر سومی است که شما بیان کردید
، نه در عنصر دوم . ما حالا روی این جهت هم بحث نمیکنیم ، چون نه خیلی
ضرورت دارد که روی این مطلب زیاد بحث کنیم و نه روی این هدفی که امروز
دارم تأثیری دارد .
[١] آل عمران / . ٣٠