معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣
وقتی که مطلب به اینجا رسیده است که نظام آن عالم نظام دیگری است ، راجع به آخرت گفتهاند : پس قطعا نظام آخرت ، این نظام دنیا نیست ، پس آن یک عالم دیگری است از سنخ عالم روح ( ولی روح نه به معنای آن عقلی که بوعلی سینا میگفته ، روح با تمامی قوایی که دارد ) . آنگاه مطلبی میگویند که این مطلب را علم امروز هم تأیید میکند . میگویند این عالمی که تو الان با این خصوصیات داری میبینی و اسمش را عالم جسمانی میگذاری ، تو خیال میکنی که همه این خصوصیاتی که الان برای این عالم درک میکنی ، اینها بیرون از وجود تو وجود دارد ؟ بیشتر این خصوصیات را تو الان در باطن خودت داری خلق میکنی ، همان طوری که علم امروز میگوید ما الان این عالم را ملون و با یک رنگهایی میبینیم ولی آیا عالم در ذات خودش رنگ دارد ؟ وقتی علم خیلی دقیق میشود [ میبیند ] اصلا رنگی در متن عالم وجود ندارد . در اثر برخوردی که این عالم با ما دارد [ رنگ ادراک میشود ] . ما نمیدانیم چطور میشود ولی این قدر میدانیم که ما در درون خودمان رنگ را میآفرینیم . آقای مهندس هم در کتاب خودشان مکرر ذکر کردهاند که ما شاخصترین مشخصات این عالم را ابعاد جسمانی آن میدانیم ، در صورتی که علم امروز میگوید آن چیزی که اصل این عالم است ، در ذات خود شاید اصلا بعد نداشته باشد و شاید خود بعد هم از ساختههای روح و ذهن ما باشد . حتی ما خیلی نمیتوانیم میان آنچه که از این عالم درک میکنیم مرز قائل بشویم که چقدر آن روحی است و چقدر آن [ جسمی ] ؟ لذتهایی که ما درک میکنیم ، درست است که یک عامل محرکی در بیرون دارد ولی نفس لذت را ما در درون خودمان خلق میکنیم . لذت در ماده وجود ندارد ، محرکش در ماده وجود دارد . حتی لذتهای جسمانی نه لذتهای روحانی هم مخلوق روح ماست ، منتها در اینجا که هستیم محرکی از بیرون باید وجود داشته باشد . وقتی محرک در بیرون بود ، آنوقت معد میشود برای اینکه ما این لذت را در درون خودمان خلق کنیم . در آن وقتی که " « یوم تبدل الارض غیر الارض »" میشود ، همه آن چیزهایی که امروز با روح خودمان با [ کمک ] عامل مادی خارج ایجاد میکنیم ، آن وقت با حکومت روح ایجاد میکنیم ، یا به تعبیر آقای مهندس در آن وقت با حکومت عنصر سوم ایجاد میکنیم . منتها آنها معتقدند