معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨
در مسأله آرزوها من عرض کردم فرق است میان [ آرزو و ] اموری که
شهوات انسان به آن تعلق میگیرد که به هر حال یک حالت نیمه مادی و
حیوانی است ، مثل شهوت خوردن : انسان گرسنه است ، یک میل شدیدی به
غذا پیدا میکند ، همین قدر که غذا را خورد و سیر شد میلش دیگر رفع میشود
. این آرزو نیست . آرزو آن حالت ایدهآل طلبی بشر است . انسان غیر از
این خواستههای طبیعتش یعنی غیر از خواب خواستن ، غیر از خوراک خواستن
و غیر از شهوت جنسی [١] [ حالت ایدهآل طلبی هم دارد ] . خواستههای
حیوانی یک مسأله است ، ایدهآل برای بشر یک مسأله دیگر است . اینکه
عرض کردم هر چه را که انسان به صورت ایدهآل فرض میکند ، بعد ، از آن
خسته میشود ، این به آن خستگیای که شما گفتید علی الظاهر ارتباط ندارد ،
یعنی انسان وقتی به آن ایدهآلش میرسد ، اول که میرسد خیلی هم نسبت به
آن شائق است ، تا مدتی هم سرگرم به آن است ، مثل اینکه درست آن را
تجربه میکند و در اول بسا هست ببیند که از آن که اول فکر میکرد بزرگتر
هم هست چون واقعیت مادیاش بزرگتر است ، ولی در عین حال بعد که با آن
به قول شما انس و خو گرفت اقناعش نمیکند ، طالب چیز دیگر است . چرا
طالب چیز دیگر است ؟ همان طور در حالت خستگی بماند ! شما اگر استدلال
میکردید ، میگفتید بعد که انسان خسته شد دنبال آرزوی دیگر نمیرود ، یک
حرفی بود .
- دنبال لذت میرود .
استاد : دنبال ایدهآل رفتن غیر از مسأله لذت است ، یعنی ایدهآل دیگری
ندارد ، ایدهآل برای او میمیرد . میگفتیم انسان هر ایدهآلی داشته باشد ،
بعد ایدهآل دیگر نه ، یک ایدهآل ، بالاخره وقتی به آن رسید یا خسته میشود
یا خسته نمیشود ، همان جا سر جای خودش میایستد . اما اگر قبول کردید که
ولو از این هم خسته میشود ولی در عین حال باز دنبال یک کمال و یک هدف
و یک ایدهآل است ، آنوقت این استدلال استدلال تمامی است . البته ما این
استدلال را قدری با احتیاط بیان کردیم .
[١] مسأله انس خانوادگی و به تعبیر قرآن مودت و رحمت یک مفهوم انسانی است غیر از مفهوم حیوانی شهوت جنسی . ما به آن فعلا کار نداریم .