معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
که در آن عالم ( عالم برزخ ) احساس داریم ، ناچار میشویم که با از بین رفتن بدن جسمانی به چیز دیگری که وجود دارد معتقد شویم . اما آقای مطهری ایرادی به استدلال آقای مهندس بازرگان درباره تکامل در کتابشان گرفتند و گفتند خود تکامل در جهت استدلال ما نیست تا از آن استنتاج کنیم که اصل سومی در کار است ، بلکه تکامل فرد است که این طور است ، در حالی که به نظر بنده عکس این قضیه است . تکامل فرد یکی از خواص موجود زنده است . موجود زنده خواص دیگری هم دارد مثل تولید مثل ، حرکت ، صیانت نفس ، دفاع ، رشد . آن حالتی که شما بیان میکنید فقط رشد اوست که موجود زنده به وجود میآید ، بعد جوان میشود ، بعد رشد پیدا میکند ، بعد میانسال میشود ، بعد پیر میشود و از بین میرود . تکاملی که آقای مهندس بازرگان به آن اشاره کردهاند ، پیدا کردن یک قاعده و کشف نظامی است در طبیعت که از بدو خلقت تاکنون بوده و آن این است که موجودات زنده در جهت پر عضوی و تکامل پیش میروند . این خودش مسألهای است جدای از آن و این خودش مسألهای قابل توجه است . به همین جهت هم هست که افکار داروین به سمت الهیون خیلی نزدیکتر است ، کما اینکه خودش موحد بوده است . اما مسأله آرزو که در آخر مطرح فرمودند ، فرمودند آنهایی که میگویند آن چیزی است که ما نداریم ، حرفشان غلط است . استاد : نه ، " انسان طالب چیزی است که ندارد " . بحث روی ماهیت " طلب " است . - این ایراد وارد است . اما فرمودند که ما دنبال چیزهایی هستیم ، وقتی به آنها میرسیم میبینیم آنها را نمیخواستیم . پس این دلیل بر آن است که تظاهر و تجلی آرزوها چیزی است ، واقعیتشان یک چیز دیگر است که از آن هم نتیجه گرفتهاند ، در حالی که این طور نیست . ما یک چیزهایی را میخواهیم و طلب و آرزو میکنیم و به آنها هم میرسیم و میدانیم همان است ، بعد خسته میشویم . یعنی برای انسان لذت و الم عادی میشود و این شاید یکی از رمزهای خلقت است که اگر انسان دردش ابدی و به همان شدت میماند و لذتش هم همین طور ، قابل بقا نبود و یک مصیبت کافی بود تا او را از بین ببرد ، یعنی همان قدر که در وهله اول ورود یک مصیبت متأثر و ناراحت میشد ، اگر میخواست الی الابد در همان حالت بماند از بین میرفت . انسان این خاصیت را دارد که در مقابل لذائذ و المها وضعش عادی میشود ، خسته میشود و چون خسته میشود دیگر لذت نمیبرد ، نه اینکه بعد که رسیده دیده این آن چیزی که میخواسته نیست . اتفاقا گاهی به آن میرسد و