معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣
حتی مسأله کرامتها و معجزهها را ذکر کردهاند که نمیشود یکسره انکار کرده و گفته هیچیک از اینها وجود ندارد ، و بعد میگویند همه اینها با عنصر سوم قابل توجیه است ، که از نظر ما مطلب درستی است . فقط یک مطلب باقی ماند که میخواستم امروز طرح کنم و نمیرسم ، در یک جلسه طرح کردم و باید جامعتر طرح کنم ، و آن سؤالاتی است که راجع به این عنصر سوم باقی میماند ، مثلا : آیا این عنصر سوم بسیط است یا مرکب ؟ بنابر این ، آیا آن هم روزی تحلیل میشود به اجزائی و دیگر از بین میرود یا نه ؟ و قهرا آیا عنصر سوم باقی است یا باقی نیست ؟ یعنی وقتی انسان میمیرد و متلاشی میشود آیا عنصر سوم باقی میماند یا آن هم فانی میشود ؟ آیا عنصر سوم ، اول ساخته و پرداخته وجود دارد ، بعد میآیند آن را در این موجود مثلا انسان یا غیر انسان قرار میدهند ، یا نه ، آن عنصر سوم معنایش این است که افاضه میشود در اینجا ، یعنی در همین جا به وجود میآید ، همین جا ایجاد میشود ؟ آیا آن عنصر سوم خود آگاه است یا ناخود آگاه ؟ آیا خود آن از خودش آگاه است یا از خودش آگاه نیست ؟ و یک سلسله سؤالات دیگر که به وقت دیگری موکول میکنیم . ما مقدار زیادی از مطالب آقای مطهری را نفهمیدیم . ایشان عنصر سومی را تعریف کردند ، یعنی از اینکه دو عنصر اول و دوم کافی برای توجیه جهان نیست ، به وجود عنصر سومی معتقد شدند . بعد خودشان در آخر سؤال کردند که حالا خواص این عنصر چیست ؟ البته اگر ما بگوییم که دو عنصر اول و دوم ( ماده و انرژی ) برای توجیه پدیدههای جهان کافی نیست ، فقط میتوانیم به وجود عنصر سومی معتقد باشیم که دست اندرکار جهان است یا در تحولات جهان هست یا بعد از نابود شدن انسان هست ، و الا جنبه علمی ندارد چون یک فرضی است که ما از وجود مجهولات به آن پناه میبریم . به همین جهت است که علم چنین چیزی را قبول ندارد . ما هم به لحاظ مذهبی ، به علت وجود عالم برزخ است که اضطرار پیدا میکنیم این اصل را بپذیریم و الا در این جهانی که زندگی میکنیم خیلی ضرورت ندارد که آن را حتما قبول کنیم . برای قیامت هم که دوباره زنده میشویم ، باز احتیاج به قبول این اصل نیست اما چون ما در فاصله بین حیات و قیامت به یک عالمی معتقد هستیم و معتقدیم