معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥
قول برگسون که همین نظریه قدما را قبول دارد این ابزارها هستند که کند
شدهاند ، نه آن ظرف واقعی [ پر شده باشد ] . او معتقد است که اشتباه
است کسی خیال کند که چیزی فراموش میشود ، هیچ چیزی فراموش نمیشود و
فراموشیهای ما عبارت است از اینکه قدرت بازگرداندن از حافظه به شعور
ظاهر ، از ما گرفته میشود ، نه اینکه آن شیء از حافظه ما محو شده ، از
حافظه چیزی محو نمیشود .
اگر آن مطلب را بگوییم که ظرفیت روحی ما پایان ناپذیر است ، و اگر
ما بتوانیم علمی را از غیر مجرای این ابزارهای مادی که کهنه و فرسوده
میشوند بگیریم ( مثلا از طریق الهام الهی ) ، ممکن است بینهایت معلومات
بگیریم . به قول آنها یک پیغمبر میتواند بینهایت معلومات را داشته
باشد ، ما هم میتوانیم داشته باشیم ، روح ما هم آن ظرفیت را دارد ولی
چون از طریق چشم و گوش و اعصاب و . . . میخواهیم بگیریم زمان و تدریج
میخواهد و اینها کهنه و فرسوده میشوند و طبعا قدرت یادگیری ما آنقدر
زیاد نیست ، [ بنابراین ] آن خزانه ناقص میماند و خیلی رشد نمیکند ، و
اگر بتوانیم از طریق الهام و اشراق بگیریم و زحمت و فشاری روی مغز و
اعصاب ما وارد نیاید ، ممکن است علم بینهایت بگیریم .
امیرالمؤمنین فرمود که پیغمبر در لحظات آخر برای من در یک " آن " و
در یک لحظه هزار در از علم باز کرد که از هر دری هزار در باز میشود .
این مسلم از یک مجرای دیگری غیر از مجرای شنیدن و گفتن بوده ، و الا با
شنیدن و گفتن بالاخره در یک مدت معین و در یک لحظه این قدر امکان ندارد
که [ معلومات کسب شود ] . یک جملهای هم خود حضرت امیر در نهج البلاغه
دارد که از این نظر جمله جالبی است . ایشان میگویند : " « کل وعاء یضیق
بما جعل فیه الا وعاء العلم فانه یتسع به » " [١] . خاصیت هر ظرفی این
است که وقتی مظروف را در آن بریزند دائما گنجایش کمتر میشود . "
« یضیق بما جعل فیه » " یعنی ضیقش بیشتر میشود ، مقصود این است که
گنجایش آن کمتر میشود . معلوم است که اگر ما در یک ظرفی ولو آن ظرف
به اندازه اقیانوس باشد چیزی بریزیم ، ولو مظروف ما به اندازه یک لیتر
آب باشد ، به اندازه یک لیتر آب از گنجایشش کاسته شده است ، مگر
ظرف علم که هر چه مظروف ، بیشتر در آن بریزند گنجایشش بیشتر میشود ،
چون ظرف علم گنجایشش مساوی است با مظروفش ، اینجا ظرف و
[١] نهج البلاغه ، حکمت . ٢٠٥