معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
پیدا شده ، تصادفا مانده و همان بوده که به نسل بعدش به ارث رسیده است . ولی امروز ثابت شده است که بسیاری از تغییراتی که در پیکر موجود زنده پیدا میشود دفعی و ناگهانی است ، دیگر آن حساب تدریجی که بعد بشود با تصادف آن را توجیه کرد نبوده است . بالاخره نشان میدهد که مثلا این جهاز چشم این طور نیست که [ تدریجی به وجود آمده باشد ] و اگر انسانی بخواهد با دست خودش ماکت آن را درست کند ، شاید صدها هزار جزء باید پهلوی همدیگر بچیند تا یک چنین چیزی ( همان ساختمان ظاهریاش ) درست شود . این ، تدریجی به وجود نیامده ، دفعی و آنی و با یک جهش و با یک پریدن یکمرتبه به وجود آمده است . این ، هیچ با این حسابهای تصادفی ماده و این حرفها جور درنمیآید ، باز حکایت میکند که یک نیروی دیگری وجود دارد و آن نیروست که این موجود را عبور داده و از این مرحله به مرحله بعدی برده است .
خصوصیات انسان
بعد راجع به خصوصیات انسان بحث شده است : " پس از پیدایش جهان ، پدیده حیات ، تکامل جانداران و ظهور انسان که هیچیک در منطق دو عنصری قابل توجیه و توضیح نیست ، به خصلت خاص انسان که همان امکانات و ترقیات بینهایت بزرگ اوست میرسیم که از ظرفیت فوق العاده و بینهایت آرزو و دل سرچشمه میگیرد . این خصوصیت و تساوی بینهایت کوچک با بینهایت بزرگ مخالف مسلمترین علوم یعنی ریاضیات است و هم در برابر هر دو اصل ترمودینامیک قد علم میکند ، نه با محدودیت و ثبات در کمیت جور در میآید و نه با انحطاط و تنزل در کیفیت . قابلیت و ظرفیت و تولیدات انسان عکس هر دو قانون است " . به یک خصلت خاص در انسان استناد شده که تعبیر شده است که این خصلت ( یعنی مساوی بودن بینهایت بزرگ با بینهایت کوچک ) مخالف مسلمترین قاعده ریاضی است . این جهتش را من نفهمیدم که واقعا این چطور معنایش مساوی بودن بینهایت بزرگ با بینهایت کوچک است ؟ خودشان توضیح دهند . چون [ طبق ] آنچه