معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
هستی این عالم ماده و انرژی دخالت دارد ، اینها بیشتر عالم موت هستند و آن عنصر سومی که بر این عالم حکومت میکند ، عالم تجدید حیات و زندگی است ، آن از آن طرف زنده و نو میکند ، اینها از این طرف کهنه میکنند ، کار میکنند که لازمه کار کردن کهنه کردن و فرسودگی است . پس کهنگی و فرسودگی از اینجا پیدا میشود ، نوی از آنجا . اگر آن نبود ، این به تنهایی نمیتوانست نوی را توجیه کند . بعد درباره اصل تکامل و پیدایش انسان هم بحث کردهاند . مهندس بازرگان : اول دفعه جناب آقای مطهری نیستند که به عنوان رد رد روح فرمایشاتی میکنند . بنده مکرر مورد ایراد و اعتراض و استفهام قرار گرفتهام ، در صورتی که در پاورقی صفحه ٦١ از چاپ سوم کتاب راه طی شده بنده این طور نوشتها م : " ما اصراری هم نداریم بطلان روح را ثابت کنیم " . نه در کتاب راه طی شده و نه در کتاب مسأله وحی یا جاهای دیگر به هیچ وجه در صدد اینکه بطلان روح را ثابت کنیم نبودهایم . اینجا دو مسأله مورد تصریح و اصرار واقع شده است . اصولا راه طی شده همان طوری که توجه فرمودند از زبان بشر است ، یعنی مطلب این بوده که ببینیم بشر به عقل خودش چه مقدار از آن راهی که انبیاء ارائه دادهاند درک کرده و فهمیده است . بنابر این ، اساس تمام بحثهای این کتاب باید روی آن چیزی باشد که مورد قبول بشر است ، منتها بشر دانشمند امروزی . این دیگر قابل انکار نیست که علماء من حیث المجموع در جهت انکار روح رفتهاند . بنابر این ، کتاب راه طی شده نمیتوانست بیاید متکی شود به وجود روح ، باید بر عکس بگوید شما این طور درک کردهاید که روح به آن معنا که معمولا میگویند وجود ندارد ، خوب ، حرفی نداریم . اینجا دو مسأله تصریح شده و روی آن اصرار شده است . در صفحه ١٦٠ نوشته شده است : " قرآن مسأله قیامت را اصلا و ابدا متکی بر فرضیه روح نکرده است و در هیچ آیهای گفته نشده است که روح زنده خواهد شد " . آن زمانی که این کتاب نوشته شد بحبوحه حمله و فشار و شدت تودهایها و ماتریالیستها بود و بسیاری از معلمان ریاضی و علوم طبیعی ( تودهای و غیر تودهای ) در کلاس درس و دکتر ارانیها در کتابشان میآمدند با یک دلایلی ریشه فرضیه روح را بکلی میزدند . در منطق معمولی بسیاری از اهل کلام هم اثبات وجود خدا و اثبات قیامت بر اساس قبول روح بود ، که روح را متکلمین ما به عنوان یک مجهول معاون ریاضی در نظر