معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥
چرا صورت و حالت مصالح تشکیل دهنده جهان ثابت نیست ؟ چرا این مصالح اولیه جهان به یک حال باقی نمیمانند ؟ منشأ این تغییرات ، تحولها ، تبدلها چیست ؟ اگر این سیر و تحویلها یا دگرگونیها و جریانها ناشی از صفات و خواصی است که در نهاد اشیاء یا عناصر وجود دارد ، این خود یک عدم تقارن است و نشانه و ناشی از یک قصد و دستور خاص یا حرکت و شکل یک جهته میباشد " . این عین همان برهانی است که [ فلاسفه ] در باب قوه ذکر کردهاند . میگویند اگر شما بگویید خاصیتها فرق میکند ، چرا خاصیتها فرق میکند ؟ این عدم تشابه و عدم تقارن از کجا پیدا شد ؟ منشأ اختلاف خاصیت چیست ؟ ما بحثمان سر منشأ اختلاف خاصیتهاست . پس بیانشان بیان درستی است و عین همان بیان است و هیچ فرق نمیکند ، منتها تعبیر این است : " باید قصد ، دستور خاص یا ارادهای در کار و در فرمان باشد تا چنین خواص ثابت و عام به عناصر اولیه و بعدی داده و برنامه مشترک واحد برای ماشین جهان تنظیم کرده باشد . اگر عدم تقارن و دخالتهای یک جهته وجود نمیداشت حتما عناصر تشکیل دهنده جهان در برابر کلیه خواص و شرایط دارای وضع مشابه و بیتفاوت میشدند " . تعبیر به اراده کردهاند ، که ما مخالف نیستیم . به هر حال بیان ، بیان درستی است . از نظر قدما این ، دلیل بر وجود قوه است و چون این قوه نمیتواند عرض باشد ( یعنی نمیتواند خاصیت خود ماده باشد ) باید در عرض ماده قرار گیرد و چون ایندو دو شیء جدا از همدیگر هم نیستند ، در کنار هم و دوش به دوش یکدیگر نوعی پیوند اتحادی میانشان وجود دارد ، پس ایندو مجموعا یک چیزند ( هم دو تا هستند هم یکی ) ، و چون نوعیت اشیاء را همین قوه است که عوض میکند ( اگر قوه نمیبود همه اشیاء نوع واحد بودند و قوه است که مبدأ تنوع و نوعیت اشیاء است ) اینها را " قوه منوعه " یا " صورت نوعیه " مینامیدند . دلیل سوم : پیدایش و پدیده حیات ، خود پدیده حیات پس از پیدایش اولیه . اول اشاره میکنند که هنوز علم نتوانسته خود پیدایش اولیه حیات را حل کند ، فرضا هم حل کند ، این بیان بیان درستی است که آن پیدایش اولیه به این مسأله ارتباطی ندارد ،