معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
« قل الروح من امر ربی »" از تو درباره روح پرسش میکنند ، بگو روح از
امر پروردگار من است . در اینجا باز مسألهای مطرح شده که اولا مقصود از
روح در اینجا چیست که سؤال کردهاند ؟ بعد این جواب چطور جوابی است ؟
آیا واقعا در اینجا جواب حقیقی را خواسته بیان کند یا خواسته بگوید شما
درباره آن سؤال نکنید ، این چیزی نیست که ما برایش تعریفی بکنیم تا شما
بتوانید به ماهیت و حقیقت آن پی ببرید ؟ راجع به هر دو جهتش [ بحث
شده است ] .
در [ میان ] مفسرین چنین قولی هست . مفسرین در این زمینه اختلاف
کردهاند که این روحی که مورد سؤال است یعنی چه ؟ چه بوده که مورد سؤال
بوده است ؟ بعضی گفتهاند چون قبلا در بعضی آیات دیگر نام روح در عرض
ملائکه آمده بوده است ، این سؤال به وجود آمده که این روحی که غیر از
ملائکه است ، آن دیگر چیست ؟ پس مورد سؤال آن است . بعضی گفتهاند نه ،
مقصود از روح در اینجا خود قرآن است . همان کسانی که گفتهاند در "
« و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا غ" مقصود از روح ، خود آیات قرآن
است ، [ گفتهاند ] اینجا هم وقتی سؤال کردهاند : "« یسئلونک عن الروح
" یعنی وقتی درباره قرآن از تو سؤال میکنند ، بگو این از امر پروردگار
است ، یعنی امری است که از ناحیه پروردگار نازل شده است . بعضی هم
گفتهاند که مقصود از روح در اینجا جبرئیل است . اینها همان کسانی هستند
که روح الامین و روح القدس را مساوی با جبرئیل میدانند و گفتهاند هر جا
که در قرآن روح آمده است و هر جا که مخصوصا در عرض ملائکه قرار گرفته ،
مقصود جبرئیل است . پس وقتی سؤال کردند : " « یسئلونک عن الروح » "
یعنی از ماهیت جبرئیل [ سؤال کردهاند ] و گفتهاند این که گفته میشود
حامل وحی است ، بر پیغمبر نازل میشود و با پیغمبر سخن میگوید ، چیست ؟
این را برای ما تعریف کن . بعضی هم گفتهاند مراد از روح در اینجا همین
روح انسانی است که در آن آیات آمده است : " « و نفخت فیه من روحی
" ، سؤال از روح انسان کردهاند که مقصود چیست ؟ و جواب داده شده است
که : " « من امر ربی »" .
بعضی دیگر که خود ایشان [١] آن را انتخاب میکنند [ نظرشان ] این است
که سؤال از روح به معنی خاص نیست ، سؤال کنندگان میدیدهاند ذکر روح در
قرآن زیاد آمده است ، یک جا : " « یوم یقوم الروح و الملائکة صفا » "
یک جا : " « ینزل الملائکة بالروح من »
[١] [ منظور ، مؤلف تفسیر المیزان است ] .