معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
آقایان یکی از موارد اطلاق کلمه روح ، خود آیات قرآن است ولی ایشان [١] مدعی هستند که در اینجا هم مقصود از کلمه روح ، خود آیات قرآن نیست ،
همان حقیقتی است که در جاهای دیگر روح الامین و روح القدس گفته است .
به اعتبار اینکه خود او هم کلمه الله است و قرآن این چیزها را کلمات
الهی مینامد ، وقتی که میفرماید : " « اوحینا الیک روحا من امرنا » "
معنایش این است که روح الامین را که از امر ما و از جنس امر ماست ، بر
تو فرو فرستادیم . اصلا معنای " « اوحینا الیک روحا من امرنا » "
تقریبا " نزلنا روح القدس من امرنا " میشود ، ما روح القدس را از امر
خودمان بر تو نازل کردیم . مقصود از روح در اینجا به عقیده ایشان خود
آیات قرآن نیست ، بلکه همان حقیقت حامل وحی است ، و مقصود از "
اوحینا " هم در اینجا یعنی " فرود آوردیم " که روی این جهت مقداری
بحث میکنن د ، میگویند همان طوری که به عیسای مسیح روح گفته شده است که
یکی از تعبیرات قرآن است به آن حقیقت هم که روح گفته شده است ، مقصود
این است .
یکی دیگر از مواردی که باز کلمه روح در قرآن اطلاق شده است ، بر شخص
عیسی بن مریم است که لقب روح الهی گرفته است : " « و کلمته القیها
الی مریم و روح منه » " [٢] عیسی کلمه خداست که او را به سوی مریم
القاء فرمود و این عیسی روحی از اوست . این هم جایی است که در قرآن این
کلمه استعمال شده است .
آیات دیگری که باز کلمه روح در قرآن آمده است زیاد است ، مثل مواردی
که به عنوان تأیید مؤمنین است . در یک جا در باب تأیید مؤمنین
میفرماید : " « اولئک کتب فی قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه »" [٣] خدا ایمان را در دلهای آنها ثبت کرد و آنها را به وسیله روحی از خود
تأیید کرد . مقصود از روح در اینجا چیست ؟ آیا مقصود همان حقیقتی است
که در عرض ملائکه ذکر میشود ( یعنی او را مؤید اینها قرار داد ) یا مقصود
یک حالت معنوی است ، یک القاء معنوی است به قلوب مؤمنین ، یک نور
معنوی است بر قلوب مؤمنین که فرود میآید ، همان را قرآن روح نامیده
است ، مثلا خداوند الهامی به قلب آنها فرستاد ، قدرتی و قوهای به قلب
آنها فرستاد و همان را روح الهی مینامد ،
[١] [ منظور مؤلف تفسیر المیزان است ] . [٢] نساء / . ١٧١ [٣] مجادله / . ٢٢