معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
خطبهای هست که حضرت در آن ، خلقت همه طیور ولی بیشتر خلقت طاووس
را توصیف کرده است ، یعنی عجایب خلقت طاووس را به عنوان دلیلی بر
وجود خداوند بیان کرده است . در آخر خطبه میفرماید : " « سبحان من ادمج
قوائم الذرش و الهمجة الی ما فوقهما من خلق الحیتان و الفیلة » " منزه
است آن که قوائم و پاها در درون مورچهها و مگسهای ریز تا آن بزرگترهاشان
( که ماهیها و فیلهای بزرگ است ) قرارداد " « و وای علی نفسه ان لا
یضطرب شبح مما اولج فیه الروح الا و جعل الحمام موعده » " [١] و بر
خود قرار داده که هیچ جسمی از اجسامی که روح را در آنها قرار داده است
حرکت نکند مگر اینکه مرگ را هم موعد آنها قرار داده است ، یعنی سنت
الهی است که در هر جا روح را قرار داده است مرگ را هم قرار بدهد .
اینجا هم باز ما میبینیم تعبیر " روح " آمده است ولی به تعبیر "
« اولج فیه الروح » " یعنی روح را وارد و داخل کرد . دلالت اینجا همین
مقدار است که میفرماید روح را داخل کرد . ولی ممکن است کسی مناقشه کند
که اینجا از بیرون رفتن و استقلال روح سخنی نیست ، فقط [ سخن ] از وارد
کردن روح است ، شاید در اینجا مقصود از روح همان حیات باشد و مثلا
بگوییم مقصود این است که با مردن شخص ، حیات هم بکلی فانی میشود و از
بین میرود ، خصوصا اینکه همه حیوانات از کوچکترین ذرات گرفته تا
بزرگترینشان را هم داخل کرده است . البته نه اینکه بخواهم بگویم این یک
اشکال واردی است ، ممکن است در این دلالت کسی مناقشه کند ولی این
مناقشه هم مناقشه صحیحی نیست ، برای اینکه [ میگوید ] همه حیوانات
دارای روح هستند از کوچکترین ذرات گرفته تا بزرگترینشان و راجع به خروج
روح ساکت است ، نه اینکه چیزی بر خلافش دیده میشود .
در خطبه ١٨١ که دعوت میکند به ریاضت شرعی یعنی به نماز و روزه و شب
زندهداری ها و انفاق کردن از اموال ، میفرماید : " « اسهروا عیونکم » "
چشمهای خودتان را بیدار قرار دهید " « و اضمروا بطونکم » " و شکمهای
خودتان را به اصطلاح چنگ قرار دهید [٢] " « و استعملوا اقدامکم » "
از پاهای خودتان کار بکشید ، یعنی این قدمها را در
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ١٦٣ [٢] وقتی که اسبی را برای اسبدوانی به اصطلاح سوقان میدهند ، در ابتدا که همیشه سر آخور بسته است و اسب دائما کاه و جو و آب میخورد شکمش بزرگ میشود . وقتی مدتی او را سوقان میدهند و کمتر به او آب و جو و علف میدهند ، در اثر آب شدن پیههای شکم ، کم کم شکمش جمع میشود . البته غذا به قدر کافی که ایجاد نیرو کند >