معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
که اگر عمر ابد هم پیدا کند بدی کند . او عذابش این طور است ، برای
اینکه اصلا کأنه قصد و فکر و روحش نقش ابدیت خورده که برای ابد اینچنین
باشد و به همین دلیل آنچه که برای ابد میخواهد ، به آن برای ابد رسیده ،
او برای ابد گناه را پسندیده و برای ابد هم با گناه خودش محشور خواهد
بود ، و او برای ابد خیر را پسندیده و برای ابد هم با خیر محشور خواهد
بود .
یک نکته اضافه کنم و آن این است که خلود جهنم حتی راجع به همان قتل
نفس هم که در نص قرآن آمده [ به معنای ابدیت نیست ] ، چون ما در قرآن
راجع به غفران هم آیه داریم ، یعنی یک اصلی داریم به نام اصل مغفرت که
اگر به خدا نسبت دهیم مغفرت است و اگر به وساطت انبیاء نسبت دهیم
شفاعت است . شفاعت انبیاء همان مغفرت الهی است و چیز دیگری نیست .
خود جناب عالی [١] در کتاب مطهرات در اسلام بیانی کرده بودید که در
عالم اصل شستشو هست . همین طوری که ما در این دنیا یک اصل شستشویی
میبینیم ، یعنی اصل بر طهارت و بر سلامت است ، اصل خلقت هم بر سلامت
است . اگر بچهای ناسالم به دنیا بیاید ، این [ ناشی از ] یک عامل خارجی
است . قانون اصلی سلامت است . آقایان پزشکان اگر ببینند یک بچه سالم
به دنیا آمده ، دیگر دنبال این نمیروند که ببینند چه عاملی از خارج سبب
شده سالم به دنیا بیاید . اگر دیدند او فلج به دنیا آمد ، میگویند ببینیم
چه عاملی از خارج دخالت کرده است . اصل ، رحمت و مغفرت است و [
عذاب ] بر خلاف مسیر اصلی است .
از آیات قرآن استفاده میشود که بالاخره عدهای برای همیشه باقی میمانند
، اما آن عده چقدرند ؟ الان نمیتوانیم بگوییم . اینکه اکثریت مردم میروند
جهنم ، گویا از آیات میشود استنباط کرد که چنین چیزی هست ولی اکثریت
اکثریتشان مغفرت الهی شامل حالشان میشود ، یعنی تا حدی که در وجود کسی
کوچکترین مایهای باشد برای این که مغفرت شامل حالش شود [ شامل خواهد شد
] . مثل اینکه برای بعضی جهنم حکم تصفیه خانه را دارد که در آنجا تصفیه
میشوند و آن ماده اصلی رحمت که در آنها هست بالاخره آنها را بیرون
میآورد ، لذا قرآن در اینجا میفرماید : " « لا بثین فیها احقابا »" .
همان که در جای دیگر " خالدین " میگوید ، [ در اینجا ] " احقاب "
میگوید . " احقاب " ظاهرا جمع " حقب " است که مدت خیلی زیاد را
میگویند ( چند هزار سال ) ،
[١] [ منظور آقای مهندس بازرگان است ] .