معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
خیر معدوم شد رفت ، یعنی چه او را میبینم ؟ میگوییم نه ، یک چیز دیگری
را میبیند که جزای آن است ، یعنی جزای آن را میبیند . میگوید : "
« و وجدوا ما عملوا حاضرا »" [١] . هر چه کردم ، آنجا حاضر میبینم .
میگوید : " « یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوء
تود لو ان بینها و بینه امدا بعیدا »" [٢] روزی که هر کسی عمل خیر
خودش را خود عمل را میگوید حاضر شده میبیند و عمل بد خودش را همچنین
حاضر شده میبیند . در این زمینه آیات زیادی در قرآن داریم .
اگر نخواهیم تعبیر " « ما قدمت یداه »" [٣] را توجیه و تأویل
کنیم و نخواهیم در قرآن تصرف کنیم ، قرآن آنچه را که در آن عالم به ما
میرسد از خیر و از شر " « ما قدمت یداه »" میداند ، یعنی چیزی که به
دست خود آن را پیش فرستاده است . این آیه را جلسه پیش خواندم که : "
« یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد »" [٤]
. تعبیر " پیش فرستاده " میکند . بر این مبنا ایرادی وارد نیست ، بر
مبنای کسانی که مجازات اخروی را از نوع مجازات دنیوی یعنی یک امر جدای
از عمل و فقط از توابع قوانین دنیا میدانند [ ایراد وارد است ] که اگر
خدا قانونی وضع نکرده بود که اصلا نه بهشتی بود ، نه جهنمی ، نه عذابی ،
هیچ چیز نبود ، ولی چون خدا قانون را وضع کرده ، برای اینکه این قانونش
بیمجازات باقی نماند در دنیا که مجازات نکرده آمده مجازات آنجا را وضع
کرده است . اگر چنین چیزی بود که از نوع کارهای بشری بود ، جای این
حرفها بود : حالا که خدا میخواهد یک مجازاتی در ازاء عمل ما وضع کند پس
باید متناسب باشد ، و تازه اشکال پیش میآمد که در این صورت فایدهاش
چیست ؟ خدا میخواهد تشفی پیدا کند یا میخواهد اسباب عبرت دیگران را
فراهم کند یا میخواهد ما را تأدیب کند ؟ آنجا که هیچکدام از اینها موضوع
ندارد .
مهندس بازرگان : ما از یک طرف قیامت را قبول داریم و اینکه در آنجا
عین مکتسبات و عین نتیجه عمل به انسان میرسد . همان طور که فرمودید کسی
که یک هرزگی پنج دقیقهای میکند یک عمر گرفتار است اما ایراد این است
که قرآن درباره کارهای
[١] کهف / . ٤٩ [٢] آل عمران / . ٣٠ [٣] نبأ / . ٤٠ [٤] حشر / . ١٨