دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٦
كاوشى در حديث «خدا بود و چيزى با او نبود»
در جوامع حديثى، حديثِ «خدا بود و چيزى با او نبود» با تعابير مختلف و متنوّعى نقل شده است، از جمله : «خدا بود و هيچ چيزى جز او نبود» و «آن گاه كه چيزى جز او نبود، او بود» و «خدا هماره موجود بود. سپس آنچه را خواست ، به وجود آورد» و «خدا بود و هيچ آفريده اى نبود» و «هيچ چيزى پيش از او نبوده است و هيچ چيزى در جاودانگى اش با او نيست». اين گونه احاديث ، در مقام اثبات يگانگى خدا در داشتن صفت «قديم (ديرينه)» و نيز اثبات نوپديد بودن جهان هستند، نه صرفا اثبات صفت ديرينگى براى خداوند. نقل شده است كه وقتى جُنَيد، [١] حديثِ «خدا بود و چيزى با او نبود» را شنيد، گفت : اينك نيز همان گونه است كه بود. جُنيد با افزودن اين عبارت ، در صدد بيان «وحدت وجود» بوده است و در مقام فهماندن اين مطلب كه در سراى هستى ، جز خدا كسى نيست و همان گونه كه پيش تر، چيزى با خدا نبوده است، اكنون هم چيزى با خدا نيست و هم اكنون با قبل، تفاوتى ندارد. يادآور مى شويم كه مفاد گفته جُنيد ، با مفاد احاديث ياد شده ،
[١] جنيد ، از صوفيان بغداد و درگذشته به سال ٢٩٧ قمرى است (الأعلام، زركلى: ج ٢ ص ١٤١) .