دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٥
٥٠٥٣.الاحتجاج : از جمله سؤال هاى بسيارى كه زنديقى از امام صادق عليه السلام پرسيد، اين بود كه گفت : ... خدا اشيا را از چه چيزى آفريد؟ فرمود : «از نيستى». گفت : چگونه از نيستى، چيزى [پديد ]مى آيد؟ فرمود : «اشيا از دو حال بيرون نيستند : يا از چيزى آفريده شده اند و يا از نيستى. اگر از چيزى آفريده شده باشند، آن چيز، ديرينه است و ديرينه، نوپديد نيست، و نابود نمى گردد و تغيير نمى پذيرد».
٥٠٥٤.امام كاظم يا امام رضا عليهماالسلام ـ در پاسخ پرسشى درباره پايين ترين درجه شناخت [خدا: اقرار كردن به اين كه جز او خدايى نيست و همانند و همسانى ندارد، و اين كه او ديرينه و ثابت و موجود و نامفقود است، و اين كه مانند او چيزى نيست .
٥٠٥٥.امام رضا عليه السلام : بدان ـ خدا تو را نيكى بياموزد ـ كه خداى والا و بلندپايه، ديرينه است و ديرينگى، صفت اوست كه خردمند را بر اين، رهنمون است كه چيزى پيش از او نبوده و در جاودانگى اش چيزى با او نيست. پس با اقرار همگان بر اين صفت اعجازگر، بر ما روشن گشت كه چيزى پيش از خدا نبوده و چيزى با خدا در پايدارى او نيست. و سخن آن كه پنداشت كه پيش از او يا همراه او چيزى هست، باطل است؛ زيرا اگر با او در بقايش چيزى مى بود، روا نبود كه او آفريدگارِ آن باشد؛ زيرا آن، همواره با او بوده است. پس چگونه آفريدگارِ كسى باشد كه همواره با او بوده است؟! و اگر پيش از خدا چيزى مى بود، نخستين، آن شى ء بود، نه اين (خدا)، و نخستين (آن شى ء) ، سزاوارتر بود كه آفريدگارِ خدا باشد. پس، او خود را ـ كه والا و بلندپايه است ـ با نام هايى وصف كرد و آفريدگان را آن گاه كه آنان را آفريد و به بندگى گرفت و ايشان را آزمود، دعوت نمود كه او را به وسيله آنها بخوانند. پس، خود را شنوا، بينا، توانا، استوار، گويا، ظاهر، باطن، باريك بين، آگاه، نيرومند، عزّتمند، فرزانه و دانا ناميد.