دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٥
٣٢ / ٣
آنچه شنوايى او ، به آن ، وصف نمى شود
٤٧٢٠.امام على عليه السلام : [ خداوند ، ] همان شنوا نه با ابزار.
٤٧٢١.امام على عليه السلام : [ خداوند ، ] شنواست ؛ امّا نه با ابزار.
٤٧٢٢.امام على عليه السلام : [ خداوند ، ] شنواست ؛ امّا نه با پراكندن ابزار.
٤٧٢٣.امام على عليه السلام : [ خداوند ، ] شنواى آواهاى گوناگون است ، بى آن كه اندام هاى سازوارى براى او باشد.
٤٧٢٤.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه : آيا مى گويى او شنواى ب: او شنواى بيناست. شنواست ، بى اندامى ، و بيناست ، بى ابزارى ؛ بلكه با ذات خود مى شنود و با ذات خود مى بيند و [ اين ] سخنم كه او با ذات خود مى شنود، بدان معنا نيست كه او چيزى است و ذاتْ چيز ديگرى ؛ ولى چون از من سؤال شده، [از اين سخن] بيان [مقصود] درونىِ خود و فهماندن به تو را ـ چون پرسيدى ـ اراده كردم. پس مى گويم : به كلّيت [و تمام ذاتِ ]خود مى شنود ، نه اين كه كلّيتِ او بعض داشته باشد ؛ زيرا كلّيتِ ما داراى بعض است ، ولى من فهماندن به تو و بيان [اعتقاد ]درونىِ خود را اراده كردم و بازگشت [سخن ]من در تمامى آنها ، جز اين نيست كه اوست شنواى بيناى داناى آگاه، بى اختلاف ذات و بى اختلاف معنا. [١]
[١] يعنى : تعدّد صفات الهى، موجب تعدّد جهات و حيثيات ذات الهى نمى شود و همه به يك حقيقت ـ كه همه اين صفات را با هم دارد ـ اشاره مى كنند. م.