دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧١
٤٥١٤.التوحيد ـ به نقل از حسن بن محمّد نوفلى ، در ياد كرد نشست: پس عمران صابى گفت : مرا از باشنده اوّل و از آنچه آفريده است، آگاه كن . فرمود : «پرسيدى ، پس درياب. امّا [خداى ]يگانه ، همواره يگانه باشنده بود و هيچ چيز با او نبود ، بدون حدود و اَعراض ، و هميشه چنان است . سپس ، آفريدگانى آفريد ، در حالى كه نوآور بود ؛ آفريدگانى گوناگون با اَعراض و حدودى گوناگون. نه در چيزى آنها را برپا داشت، نه آنها را در چيزى محدود ساخت، نه آنها را بر طبق چيزى الگو بردارى كرد و نه [كسى] براى او نمونه اى ساخته بود و پس از آن ، آفرينش [موجودات ]برگزيده و نابرگزيده و گوناگونى و هماهنگى و رنگ ها و چشايى و مزه قرار داد، نه براى نيازى كه بدان داشته باشد و نه براى [دستيابى به] برترى پايگاهى كه تنها با آن [آفرينش ]به آن برسد ، و در آنچه آفريد، براى وجود خود ، افزايش و كاهشى نديد. اى عمران! اين را در مى يابى؟» . گفت : آرى . به خدا سوگند ، سَرورَم! فرمود : «و بدان اى عمران! اگر آفرينش آنچه آفريد ، براى نيازى بود، تنها كسانى را مى آفريد كه از آنها بر [ رفع ] نياز خود ، مدد مى جويد و شايسته بود چند برابر آنچه آفريده، بيافريند ؛ زيرا ياوران هر چه بيشتر گردند، همراهشان نيرومندتر مى گردد و اى عمران! نياز ، آن را در بر نمى گيرد؛ زيرا چيزى از آفريدگان را پديد نمى آورَد، مگر آن كه در آن ، نيازى ديگر پديد مى آيد. و براى آن مى گويم : آفريدگان را براى نيازى نيافريده ؛ ولى [ بر آوردن ] نيازها را [از ]برخى آفريدگان به برخى ديگر منتقل كرده (آفريده ها را نيازمند يكديگر آفريده) و پاره اى از آنها را بر پاره اى ديگر ، برترى داده است ، بدون اين كه به آن كه برترى بخشيده، نيازى داشته باشد و بى آن كه [اين كار] كيفر و ناخشنودى او بر كسى باشد كه او را فرودست ساخته و براى همين آفريده است.