دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١١
٥٠٦٤.امام باقر عليه السلام : خدا بود و چيزى، نه شناخته و نه ناشناخته، جز او نبود .
٥٠٦٥.امام باقر عليه السلام : خدا بود و هيچ چيزى جز او نبود و هماره به آنچه خواهد بود ، داناست، و دانش او به آن پيش از بودن آن، چون دانش او به آن پس از بودن آن است.
٥٠٦٦.امام باقر عليه السلام : خدا ـ كه والا و بلندپايه است ـ بود و هيچ چيزى جز او نبود؛ روشنايى اى كه هيچ تاريكى اى در او نبود و راستگويى كه هيچ دروغى در او نبود و دانايى كه هيچ نادانى اى در او نبود و زنده اى كه هيچ مرگى در او نبود و او امروز نيز چنان است و هماره تا ابد، آن سان خواهد بود.
٥٠٦٧.الكافى ـ به نقل از محمّد بن عطيّه ـ: مردى از عالمان اهل شام، نزد امام باقر عليه السلامآمد و گفت : اى ابو جعفر! آمده ام از تو پرسشى بكنم، كه از يافتن كسى كه آن را تفسير كند، در مانده ام. درباره آن از سه گروه از مردمان پرسيده ام و هر گروهى از ايشان، پاسخى غير از پاسخ گروه ديگر داده است. اما باقر عليه السلامبه او فرمود : «پرسشت چيست؟». گفت : من از تو درباره نخستين چيزى كه خدا از ميان آفريده هايش آفريده، مى پرسم. برخى از كسانى كه از آنان پرسيده ام، گفته اند : قَدَر است و برخى از ايشان گفته اند : قلم، و برخى گفته اند : روح. امام باقر عليه السلام فرمود : «چيزى نگفته اند! من، تو را آگاه مى كنم. خداى والا و بلندپايه بود و چيزى جز او نبود، و عزّتمند بود و كسى پيش از عزّتش نبود، و آن، [معناى ]سخن خداست كه : «پروردگار تو، پروردگار عزّت ، از آنچه وصف مى كنند، پيراسته است» ، و آفريدگار، پيش از آفريده بود و اگر نخستين چيزى كه از آفريده هايش آفريد، چيزى [برآمده] از چيز [ديگر] بود، در اين صورت، آن چيز تا ابد پايانى نداشت و در اين صورت، همواره با خدا چيزى بود كه او (خدا) بر آن پيشى نداشت؛ ولى او بود، آن گاه كه جز او چيزى نبود. و چيزى را آفريد كه همه اشيا از آن است و آن، ماء [١] است كه اشيا را از آن آفريد».
[١] اشاره است به آيه ٧ از سوره هود . درباره «ماء» كه در حديث، نخستين آفريده معرّفى شده، ديدگاه هاى مختلفى ابراز شده است.