دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٧
٥٣ / ١
معناى چيرگى خدا
٥٠٢٨.امام على عليه السلام : [ اوست] يگانه بى نياز و فراتر از همسر و فرزند، بر افرازنده آسمانْ بى ستون ها و روان كننده ابرْ بدون بند، و چيره بر آفريدگانْ بدون لشكر.
٥٠٢٩.امام رضا عليه السلام : ... امّا قاهر، به معناى [چيره شدن با ]كارپردازى و خستگى و چاره جويى و نرمى و نيرنگ زدن نيست، آن سان كه بندگان، برخى بر برخى چيره مى گردند و مقهور ايشان، قاهر، و قاهرشان مقهور مى گردد؛ ولى چيره بودن درباره خدا ـ كه والا و بلندپايه است ـ به اين [معنا ]است كه بر [ تنِ] همه آنچه آفريده، در برابر سازنده خويش و در خوددارى از خواسته او، جامه خوارى پوشيده شده است. ديده بر هم زدنى، از صدور فرمانِ «باش!» نگذشته كه آن به وجود مى آيد. قاهر از ما، چنان است كه ياد كردم و وصف نمودم. پس [ما و خدا] در نام [«قاهر» ]مشتركيم و معنا متفاوت است. و همه نام ها بدين سان است، اگرچه همه آنها را [در اين گفتار ]گرد نياورديم. [١]
٥٠٣٠.امام كاظم عليه السلام ـ در دعا ـ : ... تو عزّتمند سخت كيفرى. پاينده اى هستى كه به خواب نمى روى، چيره اى هستى كه مغلوب نمى گردى و جُسته نمى شوى [٢] و داراى چنان نيرومندى اى هستى كه [ هيچ گاه ]مورد ستم واقع نمى شود.
٥٣ / ٢
چيره بر دشمنان و هَماوردان
٥٠٣١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعا ـ: اى يار غريبان! اى ياور دوستان! اى چيره بر دشمنان!
[١] با توجّه به ادامه گفتار امام عليه السلام ، منظور، آن است كه معناشناسى نام هاى ديگرى هم كه در سخنان ايشان نيامده، بر همين پايه انجام مى شود.[٢] يعنى ذات خدا را نمى توان جُست و يافت .