دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢١
٤٦ / ٣
آنچه در توصيف ناپيدايىِ او ، به كار نمى رود
٤٩٥٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ظاهر توحيد در باطن آن ، و باطن آن در ظاهر آن است . ظاهر آن، وصف شده اى است كه ديده نمى شود و باطن آن ، موجودى است كه پنهان نمى مانَد. در هر مكانى جُسته مى شود و هيچ مكانى ، ديده بر هم زدنى ، از او خالى نمى گردد . حاضرِ نامحدود و غايبِ از بين نرفته است.
٤٩٦٠.امام حسن عليه السلام ـ از دعاى ايشان در شب قدر ـ: اى پنهان در پديدارىِ خود و اى پديدار در پنهانىِ خود، اى پنهانى كه نهان نمى گردد، اى پديدارى كه ديده نمى شود، اى وصف شده اى كه وصف شده اى و حدّى محدود ، به هستى او نمى رسد اى ناپيداى از بين نرفته، و اى شاهدى كه ديده نمى شود [ و ] تا او را بجويند ، به او دست مى يابند و آسمان ها و زمين و آنچه ميان آن دو است ، ديده بر هم زدنى از او خالى نمى گردند ، [ و اى كه ] به چگونگى دريافت نمى شود و به كجايى و مكان ، جاى گزين نمى شود! تو روشنىِ روشنايى و پروردگارِ پروردگارانى و به همه كارها احاطه دارى.
ر . ك : ج ٤ ص ٣١٥ ( فصل سى و نهم : ظاهر ، باطن ) .