دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩
٤٩٢٨.امام كاظم عليه السلام : هر سترگى اى ، پيش سترگى خدا، خُرد است.
٤٩٢٩.الأمالى ، صدوق ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: هنگامى كه عيسى عليه السلام سى ساله شد ، خداى عزيز و جليل ، او را به سوى بنى اسرائيل [ به پيامبرى ]برانگيخت. ابليس ـ كه نفرين خدا بر او باد ـ در گردنه بيت المقدّس ـ كه گردنه اَفيق است ـ به او برخورد و به او گفت : اى عيسى! تويى كه سترگى خداوندگارى ات به جايى رسيده كه بدون پدر به وجود آمدى؟! عيسى عليه السلام فرمود : «[ هرگز! ] بلكه سترگى ، از آنِ كسى است كه مرا به وجود آورد و همين گونه ، آدم و حوّا را » . ابليس گفت : اى عيسى! پس تويى كه سترگى خداوندگارى ات به جايى رسيده كه در نوزادى سخن گفتى؟! عيسى عليه السلام فرمود : «بلكه سترگى ، از آنِ كسى است كه مرا در خُردسالى گويا كرد و اگر مى خواست ، مرا گُنگ مى ساخت». ابليس گفت : پس تو كسى هستى كه سترگى خداوندگارى ات تا آن جاست كه گِل را به شكل پرنده مى سازى و در آن مى دمى ، پس پرنده مى شود؟! عيسى عليه السلام فرمود : «بلكه سترگى ، از آنِ كسى است كه مرا آفريد و آنچه رام من گردانْد ، آفريد». ابليس گفت : پس تو كسى هستى كه سترگى خداوندگارى ات تا آن جاست كه بيماران را بهبود مى بخشى؟! عيسى عليه السلام فرمود : «بلكه سترگى ، از آنِ كسى است كه به اذن او ايشان را بهبود مى دهم و هر گاه بخواهد ، مرا بيمار مى گردانَد». ابليس گفت : پس تو كسى هستى كه سترگى خداوندگارى ات تا آن جاست كه مردگان را زنده مى كنى؟! عيسى عليه السلام فرمود : «بلكه سترگى ، از آنِ كسى است كه به اذن او ايشان را زنده مى كنم و ناگزير ، آنچه من زنده ساختم، خواهد مُرد و مرا نيز خواهد ميرانْد». ابليس گفت : اى عيسى! پس تو كسى هستى كه سترگى خداوندگارى ات تا آن جاست كه تو از دريا مى گذرى و گام هايت تَر نمى گردند و در آن فرو نمى روى؟! عيسى عليه السلام فرمود : «بلكه سترگى ، از آنِ كسى است كه آن را برايم رام ساخته و اگر مى خواست ، مرا غرق مى ساخت». ابليس گفت : اى عيسى! پس تو كسى هستى كه سترگى خداوندگارى ات تا آن جاست كه روزى بر تو خواهد آمد كه آسمان ها و زمين و آن كه در آنهاست ، فرو دستِ تو خواهد بود و تو بر فراز همه آنها ، كار [آفرينش] را تدبير و روزى ها را بخش مى كنى؟! اين سخن ابليس كافرِ نفرين شده ، بر عيسى عليه السلامگران آمد. پس فرمود : «خدا را به گنجايش آسمان ها و زمين هايش ، و مُركّب سخنانش ، و سنگينى عرشش ، و خرسندى ذاتش ، به پاكى مى ستايم».