دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥١
٤٨٧٣.امام على عليه السلام : اشيا را پيش از بودِ آنها، در علم خود داشت . پس با بودن آنها ، دانش او افزون نشد . دانش او به آنها پيش از آن كه به آنها هستى ببخشد ، چون دانش او پس از هستى بخشيدن به آنهاست.
٤٨٧٤.امام على عليه السلام : ستايش ، از آنِ خداى يگانه است ، بى همسان انگارى؛ داناى [ بى نياز ]به هستى بخشى، پايدار بى رنج و سختى، آفريدگار بى خستگى.
٤٨٧٥.جامع بيان العلم ـ به نقل از نزّال بن سبره ـ: به على عليه السلام گفته شد : اى امير مؤمنان! در اين جا گروهى هستند كه مى گويند : خداوند ، آنچه را كه به وجود خواهد آمد ، نمى داند تا اين كه به وجود آيد . فرمود : «مادرانشان به سوگشان بنشينند! از كجا آن را گفته اند؟» . گفته شد : آيه : «و بى گمان، شما را مى آزماييم تا جهادگران شما و شكيبايان را معلوم داريم و خبرهايتان را بيازماييم» را [ اين گونه ]تأويل مى كنند. على عليه السلامفرمود : «هر كه ندانست، هلاك شد». پس بر منبر فراز آمد و خدا را ستود و او را ثنا گفت . سپس فرمود : «اى مردم! دانش را فرا گيريد و به آن عمل كنيد و هر كس چيزى از كتاب خدا بر او دشوار آمده، درباره آن از من بپرسد. به من رسيده كه گروهى مى گويند : خدا آنچه را كه به وجود خواهد آمد، نمى داند تا اين كه به وجود آيد، به دليل سخن او : «و بى گمان، شما را مى آزماييم تا جهادگران شما را معلوم داريم ...» . سخن خداوند عز و جل : «تا معلوم داريم» ، مى گويد : تا كسى را كه جهاد و شكيبايى بر او تكليف شده، اگر جهاد كرد و بر تقديرى كه براى او رقم زده ام و به او در رسيده و بر او فرود آمده، شكيبايى نمود، بشناسيم».