دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١
٤٤٦٣.امام باقر عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه به او گفته شد : خبر ده ك: واى بر تو! تنها به چيزى كه نبوده ، گفته مى شود كه از كِى موجود شده است. همانا خداوندگارم ـ كه والا و بلند پايه است ـ هست و همواره زنده است ، بدون چگونگى ... . زنده است ، بدون زندگى پديد آمده.
٤٤٦٤.امام باقر عليه السلام : خداوند ، نورى است كه تاريكى در او نيست، دانشى است كه جهل در او نيست و زندگى اى است كه مرگ در او نيست.
٤٤٦٥.امام صادق عليه السلام : خداوند ، نورى است كه هيچ تاريكى اى در او نيست و زنده اى است كه مرگى براى او نيست ... . ذاتا زنده است.
٤٤٦٦.امام كاظم عليه السلام : او خدايى زنده ، بدون زندگىِ نوپديد است ... ؛ بلكه در ذات خود ، زنده است.
٤٤٦٧.امام كاظم عليه السلام : همانا خداوند ـ كه خدايى جز او نيست ـ بدون چگونگى و بدون كجايى ، زنده است.
٢١ / ٢
او زندگى همه چيز است
٤٤٦٨.امام على عليه السلام ـ آن گاه كه از ايشان درباره خداوند پرسيدند ـ: او زندگى همه چيز و روشنايى همه چيز است. پاك است و از آنچه مى گويند ، بسى برتر و بالاتر است ... . و به زندگى او دل هايشان (دل هاى حاملان عرش) زنده گشته است و با نور او به شناختش راه يافته اند.