دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٩
٤٧٦٤.امام باقر عليه السلام : اُسقف نجران ، بر عمر بن خطّاب وارد شد و گفت : ... اى عمر! مرا آگاه كن كه خداى والا كجاست؟ عمر خشمگين شد . پس امير مؤمنان عليه السلامفرمود : من تو را پاسخ مى گويم و از هر چه خواستى، بپرس. روزى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم كه فرشته اى نزد وى آمد و سلام كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «از كجا فرستاده شده اى؟» . گفت : از آسمان هاى هفتگانه ، از نزد پروردگارم. پس فرشته اى ديگر نزد وى آمد و سلام كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «از كجا فرستاده شده اى؟» . گفت : از زمين هاى هفتگانه، از نزد پروردگارم . آن گاه ، فرشته ديگرى نزد وى آمد و سلام كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «از كجا فرستاده شده اى؟» . گفت : از جايگاه بر آمدنِ خورشيد ، از نزد پروردگارم. سپس فرشته ديگرى نزد وى آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «از كجا فرستاده شده اى؟» . گفت : از غروبگاه خورشيد ، از نزد پروردگارم. پس خدا، اين جا و اين جا و اين جاست. در آسمان ، خداست و در زمين نيز خداست ، و اوست فرزانه دانا.
٤٧٦٥.امام باقر عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله دو دوستِ يهودى داشت كه به موسى پيامبر خدا ، ايمان داشتند و نزد محمّد پيامبر خدا آمده و از او [ گفتارهايى ]شنيده بودند و تورات و صُحُف ابراهيم و موسى عليهماالسلامرا نيز خوانده و دانش كتاب هاى پيشين را دانسته بودند . پس زمانى كه خداى والا و بلند پايه ، رسولش را قبض [روح ]كرد، به پرسش درباره صاحب امر (خلافت) پس از او پرداختند ... . پس [عمر] آن دو را به سوى على ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ رهنمون شد . هنگامى كه نزد ايشان آمدند و به او نگريستند، يكى از آن دو به يار خود گفت : بى گمان ، او همان مردى است كه وصف او را در تورات مى يابيم كه او وصىّ اين پيامبر و جانشين او و همسر دختر او و پدرِ دو نواده و قائم [مقام ]راستين پس از اوست ... . سپس به او گفتند : پروردگارت كجاست؟ على ـ كه درود و سلام بر او باد ـ به آن دو فرمود : «اگر خواستيد، شما را به آنچه در روزگار پيامبرتان موسى عليه السلامبوده، خبر مى دهم و اگر خواستيد، شما را به آنچه در روزگار پيامبر ما محمّد صلى الله عليه و آله بوده، آگاه مى كنم» . گفتند : ما را از آنچه در روزگار پيامبر ما موسى بوده ، آگاه كن. على عليه السلام فرمود : «چهار فرشته روى آوردند : فرشته اى از خاور و فرشته اى از باختر و فرشته اى از آسمان و فرشته اى از زمين . پس خاورى به باخترى گفت : از كجا آمده اى؟ گفت : از نزد پروردگارم آمده ام . باخترى به خاورى گفت : از كجا آمده اى؟ گفت : از نزد پروردگارم آمده ام . از آسمان فرود آمده ، به از زمين در آمده گفت : از كجا آمده اى؟ گفت : از نزد پروردگارم آمده ام. از زمين در آمده نيز به از آسمان فرود آمده گفت : از كجا آمده اى؟ گفت : از نزد پروردگارم آمده ام . اين همان چيزى است كه در روزگار پيامبر شما موسى عليه السلام بوده است و امّا آنچه در روزگار پيامبر ما محمّد صلى الله عليه و آلهبوده، آن گفتار او [خدا] در محكم كتاب خود است : «هيچ نجواى سه نفرى نيست ، مگر آن كه او چهارمينِ ايشان است و نه پنج نفرى ، مگر آن كه او ششمينِ آنهاست و نه كمتر از آن و نه بيشتر، مگر آن كه هر جا باشند، او با آنهاست ...» ».