دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
٤٧٥٩.امام على عليه السلام : بى گمان ، او در هرجا و هر زمان و هنگامى و با هر آدمى و پرى اى است.
٤٧٦٠.امام على عليه السلام : ستايش ، از آنِ خداست ... مشاهده گر همه مكان ها ، بى آن كه به آن جاها برود.
٤٧٦١.امام على عليه السلام : هر كه بپندارد كه خداى ما محدود است، بى گمانْ آفريدگار پرستيده را نشناخته و هر كه فكر كند كه مكان ها او را فرا مى گيرند، به سر گردانى و تباهى دچار گشته است. بلكه اوست فرا گيرنده هر مكانى. پس اى آن كه براى وصفِ [خداى ]رحمتگر ، بر خلاف قرآن و برهانْ خود را به سختى افكنده اى، اگر راستگويى، پس جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل عليهم السلام را براى من وصف كن. هرگز [ نمى توانى ]! آيا از وصف آفريده اى مانند خود ، ناتوانى و [ با اين حالْ ]آفريدگار پرستيده را وصف مى كنى؟! تو [ تنها مى توانى ]صفتِ دارنده شكل و اندام ها را دريابى. پس چگونه [ وصف توانى كرد ]كسى را كه خوابى سبك و خوابى گران ، او را فرا نمى گيرد، آنچه در زمين ها و آسمان ها و آنچه ميان آن دو است، از آنِ اوست و او پروردگار عرش سترگ است؟!
٤٧٦٢.الإرشاد ـ در يادكردِ داستان يهودى اى كه از ابوبكر درباره: پس دانشمند يهودى ، شگفت زده روى گرداند ؛ در حالى كه بر اسلام ، ريشخند مى زد . پس امير مؤمنان ، رو به او كرد و به او فرمود : «اى يهودى! چيزى را كه از او پرسيدى و پاسخى را كه دريافت كردى ، دانستم. ما مى گوييم : خداى شكوهمند و عزّتمند ، خود به «كجا» ، كجايى بخشيده . پس او را كجايى نيست و برتر است از آن كه مكانى او را فرا گيرد و او در همه جا هست ، بدون تماس و مجاورت . دانش او آنچه را در هر جا باشد ، فرا گرفته است و چيزى از آن ميان ، از تدبير او تهى نيست . من تو را آگاه مى كنم به آنچه در كتابى از كتاب هاى شما آمده كه آنچه را كه براى تو ذكر كردم، تصديق مى كند. پس اگر آن را شناختى، آيا به آن ايمان مى آورى؟» . يهودى گفت : بله. فرمود : «آيا در برخى كتاب هايتان نمى يابيد كه : موسى بن عمران عليه السلام روزى نشسته بود كه ناگاه ، فرشته اى از خاور به نزد او آمد . موسى عليه السلامبه او گفت : از كجا آمده اى؟ گفت : از نزد خدا عز و جل . سپس ، فرشته اى از باختر نزد او آمد . به او گفت : از كجا آمده اى؟ گفت : از نزد خدا. فرشته اى ديگر نزد او آمد و گفت : از آسمان هفتم ، از نزد خداى بلندپايه، پيش تو آمده ام . و فرشته اى ديگر پيش او آمد و گفت : از زمين هفتم فرودين ، از نزد خداى والانام ، پيش تو آمده ام. پس موسى عليه السلام گفت : منزّه است آن كه جايى از او تهى نيست، و به جايى نزديك تر از جايى نيست». پس يهودى گفت : گواهى مى دهم كه اين ، همان [گفتار] حق است و تو به جايگاه پيامبرت سزاوارترى تا آن كس كه آن را تصاحب كرده است .