رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٥٣ - وجود انسان مقِیاس براِی همه کمالات
تِیرهبخت هستِیم و اخلاقاً بِی آنکه متوجه شوِیم به تحلِیل مِیروِیم. محقّقاً جماعت و ملّتِی که تمدن صنعتِی در آنها به اوج کمال خود رسِیده است، زودتر سرنگون مِیشوند[١] و بازگشت آنان به سوِی بدوِیّت آسانتر انجام مِیگِیرد؛ زِیرا بدون دفاع در برابر محِیط نامساعدِی که علم براِی آنان فراهم کرده است، زندگِی مِیکنند. در حقِیقت تمدن امروزِی ما نِیز مانند اسلاف خود، به خاطر دلاِیلِی که هنوز به خوبِی نمِیشناسِیم، محِیطِی اِیجاد کرده است که ادامه زندگِی در آن غِیرممکن مِینماِید.[٢]
در حقِیقت هر شناخت مثبتِی، وابسته به تکنِیک خاصِّی است. وقتِی مِیگوِیند فلان شِیئِی مثلاً ِیک متر طول دارد، معناِیش اِین است که به درازِی ِیک قطعه چوب ِیا فلزِّی معادل با مقِیاس ِیک مترِی است. واضح است که ما جز درباره اشِیاِیِی که مِیتوانِیم آنها را مورد مطالعه قرار دهِیم، به تحقِیق چِیزِی نمِیدانِیم. در مثال بالا مفهوم طول مرادف با سنجش اِین درازاست و مفاهِیمِی که در خارج از قلمرو تجربه واقعاند، فاقد معنا هستند.
دقّت هر مفهوم به دقّت اعمالِی که براِی بررسِی آن به کار رفته
[١] انسان موجود ناشناخته، ص ٣٢.
[٢] مصباح الشريعة، ص ١٣؛ متشابه القرآن و مختلفه (لابن شهر آشوب)، ج ١، ص ٤٤؛ عوالي اللئالي، ج ٤، ص ١٠٢.