رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١١٨ - نقش سازندگِی تضاد
کسِی قلبش از هِیچ چِیز متأثر نخواهد شد و بدِین سبب قابل معاشرت نبوده، مانند دِیوِی خواهد بود در مِیان آدمِیان».[١]
نقش سازندگِی تضاد
در صفحات گذشته کاملاً توضِیح داده شد که کشمکش و تضادّ، سنگ اوّل زِیر بناِی خلقت انسانها را تشکِیل مِیدهد و تصادم، عنصر اصلِی سرشت انسان است. اکنون نوبت اِین مِیرسد که در مسِیر جرِیان تارِیخ چه تصادمهاِیِی پِیش آمده است؟ ناگفته پِیداست، از روزِی که اِین دنِیا آفرِیده شد، نور و ظلمت، نِیش و نوش، کفر و اِیمان همواره در مقابل هم بودهاند و در صف مقدّم جبهه آدم با شِیطان و هابِیل و قابِیل در دو قطب مخالف صفبندِی کرده بودهاند؛ و پس از آنها پِیامبران الهِی نِیز هر کدام در نوبت خود، با ِیک عنصر شِیطانِی دست به گرِیبان و درگِیرِی داشتهاند.
صفحات تارِیخ به خوبِی به اِین معنِی گواهِی مِیدهد، الّا اِینکه جرِیان طفّ و واقع? کربلا از جهت صفبندِی اهرِیمنان و مردان الهِی در رو به روِی هم، همه را تحت الشعاع خود قرار داد و سرآمد تارِیخ دنِیا شد، به طورِی که زنان و بچههاِی اِین جبهه خداِیِی هم، گوِی سبقت را از اوّلِین و آخرِین ربودهاند. همه و همه را مات و مبهوت شکوه و شجاعت و آزادگِی و فداکارِی خود ساختند و حوادث خونِین و مصائب بِینظِیر کربلا، زِینب را به صورت پولاد
[١] بِیست گفتارمطهرِی، ص ١٤٢.