وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٢٩ - جانشین هدایتهای فکری به جای غریزه
مِیگوِید که جانداران در مراحل اولِی به وسِیله غرِیزه هداِیت مِیشوند هر چه در درجات تکامل بالا مِیروند، نِیروِی حس و تخِیّل و اندِیشه در آنها رشد مِیکند از قدرت غرِیزه کاسته مِیشود و در حقِیقت حس و اندِیشه جانشِین غرِیزه مِیشود مثلاً شما ِیک بچه را ملاحظه کن اول به حکم غرِیزه پستان مادر را مِیگِیرد و مِیمکد ولِی کمکم که رشد کرد دِیگر رسماً با فکر انتخاب مِیکند و حکم غرِیزه از کار مِیافتد. اقبال مِیگوِید اِینجا هم همِین طور است و انسان دِیگر از اِین روِی عقلانِی استفاده مِیکند و در حقِیقت حس و اندِیشه جانشِین غرِیزه مِیشود از اِین رو حشرات بِیشترِین و قوِیترِین غرِیزه را دارا هستند وانسان کمتر از آنها را دارد چون انسان قوّه عقل و اندِیشهاش که قوِیتر است احتِیاج به غرِیزه ندارد.
جانشِین هداِیتهاِی فکرِی به جاِی غرِیزه
اصل پنجم: اِیشان مِیگوِید جامعه انسانِی از نظر اجتماعِی در مسِیر تکامل است و همان طور که حِیوانات در مراحل ابتداِیِی نِیازمند به غرِیزه بودهاند و تدرِیجاً که نِیروِی حسِی و تخِیّل و احِیاناً تفکر در آنها رشد ِیافته است، هداِیتهاِی حسِی و فکرِی جانشِین هداِیت غرِیزه شده است. جامعه انسانِی نِیز در مسِیر تکاملِی خود کمکم به جاِیِی رسِیده که نِیروِی تعقل در او رشد ِیافته و همِین جهت سبب ضعف غرِیزه شده است که دِیگر وحِی از کار مِیافتد. اقبال مِیگوِید در دوران کودکِی بشرِیت، انرژِی روانِی چِیزِی را آشکار مِیسازد که من آن را خودآگاهِی پِیامبرانه مِیدانم و به وسِیله آن در اندِیشه فردِی و انتخاب راه زندگِی، از طرِیق پِیروِی از دستورها و داورِیها و انتخابها و راههاِی عملِی، حاضر و آمادهِی صرفهجوِیِی مِیشود ولِی با تولد عقل و ملکه نقّادِی زندگِی را به نفع خود تشکِیل مِیدهد و نموّ آن اَشکال از خودآگاهِی را که نِیروِی روانِی در مرحله قدِیمتر تکامل بشرِی به آن صورت جرِیان داشت، متوقف مِیسازد. آدمِی نخست در فرمان شهوت و غرِیزه است، عقل استدلالکننده که تنها همان سبب تسلط