وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ٢١٤ - سرگذشت مرد صالح و حالات متفاوت
سعدِی مِیگوِید: ِیکِی از صالحان اهل لبنان که مقامات و کرامات او در دِیار عرب مشهور و مذکور بود وارد مسجد جامع دمشق شد و کنار برکه حوضِی رفت براِی تحصِیل طهارت (وضو) و پاِیش لغزِید و به حوض افتاد و با زحمت از آن جاِیگاه خلاصِی ِیافت. و به نماز پرداختند وقتِی نماز تمام شد ِیکِی از مرِیدان وِی گفت من مشکلِی دارم اگر اجازه دهِی بپرسم آن مرد صالح گفت چِیست؟ گفت ِیاد دارم شِیخ به روِی درِیاِی مغرب برفت و قدمش تر نشد امروز چه حالت بود که در اِین آبِ کم، چِیزِی نمانده بود نابود شود.
شِیخ (اِین مرد صالح) در فکر فرو رفت و بعد از تأمّل بسِیار سر برآورد و گفت: نشنِیدهاِی که خواجه عالم٧ گفت: «لِی مع الله وقتٌ لا ِیسعنِی فِیه ملک مقرّب و لا نبِیٌّ مرسلٌ»؛ پِیامبر اکرم٧ مرا با خداوند وقتِی است که در آن وقت هِیچ فرشته مقرب و پِیامبر مرسلِی به من دسترسِی ندارد. و نفرمود من همِیشه اِین حالت را دارم، وقتِی اِین طور بود که سر و کارش با جبرئِیل و مِیکائِیل نبود و از آنها هم بالاتر رفت و وقتِی با اهل منزل محشور بود حالتِی دِیگر داشت که معمولِی بود[١].
اِینها دو حالت متفاوت است ِیک وقت در اوج عرفان و معرفت و ِیک وقت در حد مردم عادِی و اِین نکتهاِی است که اولِیاء و عرفا که با خدا سر و کار دارند اگر بخواهند با مردم تماس پِیدا کنند اگر همِیشه در آن حالات عرفانِی باشند نمِیتوانند با مردم معاشرت و تماس داشته باشند و باِید بعضِی وقتها ِیک حالات طبِیعِی بر آنها غلبه کند تا بتوانند با مردم سر و کار داشته باشند.
در احوالات انبِیاء و عرفا و اولِیاء مِینوِیسند اِینها چهار سِیر و سفر دارند: ١.سفرِی دارند از خلق به حق ٢. از حق به سوِی حق (کمالات و اسماء و صفات
[١]. گلستان سعدِی، حکاِیت ٩، اخلاق دروِیشان با کمِی توضِیح و نقل به معنِی.