وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ١٧٩ - علم حضوری
بنابراِین اگر ما به خارج از وجود خودمان و به چِیزهاِیِی که از وجودمان جداست علم پِیدا مِیکنِیم به دلِیل آن است که ما احساس دارِیم و با احساسات و ادراکاتمان با خارجِیات از وجود خودمان، تماس برقرار مِیکنِیم و صورت آنها در قوه خِیالمان باقِی مِیماند. آنگاه اگر آن صورت مکرر در ذهن نقش بست از آنها «کلِیات» انتزاع مِیشود که بحث آن طولانِی است و در اِین مقال نمِیگنجد.
بر اِین اساس، علمِی که با واسطه ادراکات حاصل مِیشود نوعِی علم احساسِی و فکرِی است که از آن به «علم حصولِی» تعبِیر مِیکنِیم.
علم حضورِی
قسم دِیگرِی از علم را «علم حضورِی» مِیخوانند مثلاً علم ما به قوهِی شنوائِیمان، ِیا علم ما به قوه بِینائِیمان و... اِین قوهها را ما در موارد احتِیاج به کار مِیبرِیم مثلاً براِی شنِیدن، قوهِی شنواِیِی خود را به کار مِیبرِیم ِیا براِی راه رفتن از قواِیِی استفاده مِیکنِیم که در عضلات پاهاِیمان وجود دارد و اِین به کار بردن قوهها، اختِیارِی است ِیعنِی اِین ما هستِیم که آنها را از روِی اختِیار و در موارد متعدد به طور مقتضِی به کار مِیبرِیم. هِیچگاه نمِیشود که براِی شنِیدن اشتباه کرده و پاِیمان را دراز کنِیم ِیا مثلاً براِی راه رفتن اشتباه کنِیم و دستهاِیمان را روِی زمِین بگذارِیم. اِین اعضا و جوارح و قواِیمان را کاملاً حساب شده بکار مِیبرِیم. و اِین بدان جهت است که ما به آن قواِی خود علم دارِیم. به خودمان هم علم دارِیم. و اِین علم ما دِیگر به صورتگِیرِی از اشِیاء نِیست.
ِیعنِی مثلاً به اِین صورت نِیست که ما با حس باصره و قوه بِینائِی خود، حس باصرهِی خود را درک کنِیم و ِیا مثلاً با قوه بِیناِیِی خود قوهِی شنواِیِی خود را حس کنِیم. بلکه حس باصره (قوهِی بِیناِیِی) ما خودش پِیش ما حاضر است، حس سامعه (قوه شنواِیِی) ما خودش نزد ما حاضر است. ِیعنِی وجود اِین قوا از حِیطه وجود ما کنار و جدا نِیست. اِین چنِین علمِی را «علم حضورِی» مِینامند، علمِی