وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ١٥٧ - مداخله قوّهی واهمه در محدوده حکم عقل
دارند، به اِین جهت است که واهمه نمِیگذارد عقل کار خود را بکند. اگر عقل از چنگال وهم نجات پِیدا کرد به حقاِیق مِیرسد و در واقع پاِی عقل که مولوِی مِیگوِید چوبِین و بِیتمکِین است اِین درست نِیست عقل پاِی درست و حسابِی دارد و اِین وهم است که مانع حکم صحِیح عقل مِیشود. آنها که راه اشراق و کشف و شهود و مکاشفه را قبول ندارند باِید بگوِیند شدّت ِیقِین و کارآِیِی آن به اِین است که عقل از مداخله قوّه واهمه رهاِیِی ِیابد تا حکم خالص خالِی از اوهام داشته باشد. اوهام وقتِی کنار رِیخته شد و عقل خالص شد اِین عقل خالص اثر خود را مِیگذارد.
انحراف قواِی باطنِی
علماِی اخلاق مِیگوِیند: «انسان داراِی چهار قوّهِی عقل، شهوت، غضب و وهم مِیباشد و فاِیده صحِیح و ثمره قوّه وهمِیه فهمِیدن امور جزئِیه و دانستن دقاِیق امور است مثل درک محبّت ِیا عداوت کسِی را نسبت به خود و شأن عقل درک حقاِیق و تمِیز خِیرات و شرور و نفع و ضرر است و فاِیده قوّه شهوِیه بقاِی بدن از راه غذا و شرب و بقاِی نساء از راه نکاح و توالد و تناسل است و ثمره قوّه غضِیه دفع ضررهاِی خارج از بدن و طلب ملاِیمات است و گاهِی مِیشود قوه شهوِیه و غضِیه ِیا وهمِیه از مسِیر خود خارج مِیشوند و بناِی سرکشِی و خودسرِی مِیگذارند از جمله قوّه واهمه به فرموده ملا احمد نراقِی به مکر و خدعه و فرِیب و تلبِیس و خِیانت و فتنه مِیپردازد و مِیخواهد سلطان مملکت بدن که روح است مطِیع و منقاد او شود و به هر چه فرمان مِیدهد از فرِیفتن و شِیطنت و افساد و خدعه و مکر، اطاعت نماِید و غلبه در جند شِیاطِین از براِی قوه واهمه است و چون اعمال و افعال قوه واهمه خلاف صوابدِید عقل است، قوه عاقله به آن سبب با او وارد جدال و نزاع شود»[١].
[١]. معراج السعاده، فصل دهم، ص ٢٢ و ٢٣.