بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٧٢ - «فاطمه بانوى برتر»/ سيد جعفر شهيدى؛ زندگانى فاطمه زهرا(س)
- زهرا به من وصيت كرده است كسى بر او داخل نشود. چيزى را كه براى نعش او ساختهام، وقتى زنده بود به او نشان دادم و به من دستور داد مانند آن را برايش بسازم.
- حال كه چنين است هر چه به تو گفته چنان كن.[١]
دفن شبانه
دانشمندان و تذكره نويسان شيعه متفقند كه نعش دختر پيغمبر را شبانه به خاك سپردند و مدفن او پنهان است.
شيخ كلينى[٢] در كتاب خويش كه از ديرينهترين سندهاى شيعه به شمار مىرود، چنين نوشته است:
چون فاطمه (س) درگذشت. امير المؤمنين او را پنهان به خاك سپرد و آثار قبر او را از ميان برد. سپس رو به مزار پيغمبر كرد و گفت:
- اى پيغمبر خدا از من و از دخترت كه به ديدن تو آمده و در كنار تو زير خاك خفته است، بر تو درود باد!
خدا چنين خواست كه او زودتر از ديگران به تو بپيوندد. پس از او شكيبايى من به پايان رسيده و خويشتن دارى من از دست رفته. اما آنچنان كه در جدايى تو صبر را پيشه كردم، در مرگ دخترت نيز جز صبر چاره ندارم ...
به هر حال پنهان داشتن قبر و دفن شبانه و غريبانه دخت پيامبر (س) نشانه ناخشنودى او از كسانى است كه او را آزردند و او مىخواست اين ناخوشنودى پنهان نماند.
[١]- استيعاب، ص ٧٥١. اسماء در اين تاريخ زن ابوبكر بوده است.
[٢]- از بزرگان علما و محدثان شيعه، كه در آغاز قرن چهاردهم هجرى در گذشته و كتاب خود را در نيمه دوم قرن سوم نگاشته است.