بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٦٧ - «فاطمه بانوى برتر»/ سيد جعفر شهيدى؛ زندگانى فاطمه زهرا(س)
جاى دادند. طبيعت آنان قيد و بند دين را نمىپذيرفت. اگر مسلمان شدند براى اين بود كه جز مسلمانى راهى پيش روى خود نمىديدند.
قريش، اين تيره سركش كه رياست مكه و عربستان را از آن خويش مىدانست پس از فتح مكه، در مقابل قدرتى بزرگ به نام اسلام قرار گرفت و چون از بيم جان يا به اميد جاه مسلمان شد، مىكوشيد تا اين قدرت را در انحصار خود گيرد. بسيار حقيقت پوشى يا خوشباورى مىخواهد كه بگوييم اينان چون يك دو جلسه با پيغمبر نشسته و به اصطلاح محدثان لقب صحابى گرفتهاند، در تقوى و پا بر سر هوى نهادن نيز مسلمانى درست بودند.
من نمىگويم خداى نخواسته همه ياران پيغمبر اين چنين مىانديشيدند، اما شمار اينان اندك بود. آيا مىتوان به آسانى پذيرفت كه سهيل بن عمرو، عمروبن عاص، ابوسفيان و سعد بن عبداللّه بن ابى سرح هم غم دين داشتند؟ بسيار سادهدلى مىخواهد كه ما بگوييم آن كس كه يك روز يا چند مجلس يا يك ماه يا يك سال صحبت پيغمبر را دريافت، مشمول حديثى است كه از پيغمبر آوردهاند «ياران من چون ستارگانند به دنبال هر يك كه رفتيد راه را يافتهايد» من بدين كارى ندارم كه اين حديث از جهت متن و سند درست است يا نه، اين كار را به عهده محدثان مىگذارم، آنچه مسلم است اينكه در آن روزها يا لااقل چند سال بعد، اصحاب پيغمبر روبروى هم قرار گرفتند. چگونه مىتوان گفت هم آنان كه به دنبال على رفتند و هم كسانى كه پى طلحه و زبير و معاويه را گرفتند راه راست را يافتهاند؟
خواهند گفت خليفه و ياران او از نخستين دسته مسلمانان و از طبقه اول مهاجرانند. درست است. اما از خليفه و يك دو تن ديگر كه بگذريم پايه حكومت را چه گروهى جز قريش استوار مىكرد؟ و مجريان