بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٥٥ - «فاطمه بانوى برتر»/ سيد جعفر شهيدى؛ زندگانى فاطمه زهرا(س)
است كه به آسمان عروج كرد! او چون موسى بن عمران است كه چهل شب در كوه طور بسر برد! به خدا هر كسى بگويد محمد مرده، دست و پاى او را مىبرم.[١]
- عمر چه مىگويى؟ اين حرفها چيست؟
- ابوبكر! تو هم مىخواهى بگويى محمد مرده؟
- آرى او مرده! مگر كلام پروردگار را فراموش كردهاى كه خطاب بدو مىفرمايد: «تو مىميرى و ديگران هم مىميرند».[٢]
- مثلاينكهبراى نخستينبار استاين آيهرامىشنوم. حالا چهبايد كرد؟
- مىگويند سعد بن عباده با كسان خود به سقيفه رفتهاند تا جانشين پيغمبر را بگزينند. ممكن است انصار با سعد بيت كنند و از ما پيش بيفتند. معن بن عدى مىگويد فتنهاى آغاز شده و شايد خدا آن را بوسيله من بخواباند.[٣] تا دير نشده، بايد به سقيفه برويم.
به طرف سقيفه بنى ساعده
در سقيفه بنىساعده چه گذشت؟ مردمى كه در زير آن سقف فراهم آمدند چه گفتند و چه شنيدند؟ همه آشنايان به تاريخ اسلام مىدانند. حادثهاى است كه پس از گذشت چهاردهقرن هنوز آثار آن در جهاناسلام باقىمانده است. سخن قهرمان داستان اينبود كه فتنهاى آغازشده و ممكن است خدا به دست او اين فتنه را بخواباند. اما اگر روزى يا ساعتى چند مىپاييدند و آنان را هم كه در خانه عايشه مىگريستند، بدان جمع مىخواندند چه مىشد؟ آيا فتنه تا آنحد نزديك شدهبود كه نمىبايست يك روز هم صبر كرد؟ خدا مىداند. ممكن است تاريخ هم بداند.
[١]- تاريخ طبرى، ج ٤، ص ١٨١٥- ١٨١٦؛ تفسير ابن كثير، ج ٥، ص ٣٤٢.
[٢]- سوره زمر، آيه ٣٠.
[٣]- عقد الفريد، ج ٥، ص ١٠.