بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ٢٣٧ - «راه روشن زندگى»/ محمد دشتى؛ نهجالحياة، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س)
ورم كرده و زخم شده است. ديشب را تا صبح به آرد كردن گندم مشغول بودم و ابوالحسن ٧ فرزندانم حسن و حسين ٧ را نگهدارى مىكرد. (حديث ٩٣- ص ١٧٨ كتاب)
دردناكترين روز زندگى
پس از آنكه براى ابوبكر بيعت گرفتند، و مردم سكوت و انزوا را برگزيدند، حضرت زهرا (س) فرمود: من هرگز روزى همانند امروز نديدم كه امت اسلامى زشتترين صحنهها را پديد آورند. جنازه رسول اللّه ٦ را در برابر ما واگذاشتند و خودسرانه و مستبدانه ديگران را به جاى ما نشاندند. (حديث ١٧١- ص ٢٩١ كتاب)
زهر هجرى چشيدهام ...
در لحظههاى غمبار رحلت پيامبر، حضرت فاطمه، امام على، امام حسن و امام حسين ٧ در اطراف بستر رسول خدا حلقه زده و با چشمانى اشكبار، نظارهگر غروب خورشيد رسالت بودند.
آن بزرگ پيامبر، خواست سخنى بفرمايد، اما نتوانست، و در حالى كه مىگريست، بى رمق در بستر افتاد.
فاطمه با مشاهده اين منظره به فرياد آمد و فرمود: اى رسول خدا؛ همانا قلب مرا از جا كندى و جگرم را سوزاندى. آنگاه كه گريه تو را مشاهده كردم ... اى بزرگ پيامبران از حضرت آدم تا آخرين آنان ... اى امين پروردگار، اى فرستاده و محبوب خداوند، اى پيامبر خدا!
پس از تو چه بر سر فرزندانم خواهد آمد؟
پس از تو چه مصيبتها و ذلت و خواريها كه بر من باريدن خواهد گرفت؟
پس از تو چه بر سر وحى الهى (و دستورات خداوند) خواهد آمد؟ (حديث ٣٥- صفحات ٦٣ و ٦٤ كتاب)