بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ١٨٩ - «حضرت زهرا، شاهد خلقت و آفرينش»/ احمد رحمانىهمدانى؛ فاطمهالزهرا، شادمانى دل پبامبر
يادم هست از جا برخاستم چنان گريهاى سر دادم كه صاحب خانه و خانواده او برخاستند. مىپرسيدند چه خبر شده و من قادر به تكلم نبودم. از آن زمان قضايا جور ديگرى شد. ديگر آرام و قرار نداشتم. اين حالت همچنان در من باقى مانده است.
آيا به سزاى خدمتى كه به ساحت مقدس حضرت زهرا (س) روا داشتهايد، عنايت يا عنايات خاصى را هم از سوى آن بانوى بزرگوار احساس مىكنيد؟
شايد باور نكنيد اما من عنايات حضرت را لحظه به لحظه در زندگى خود احساس مىكنم. وقتى آيتاللّه سيد احمد خوانسارى از دنيا رفته بود، مرا دعوت كردند كه در مسجد امام حسن عسگرى قم منبر بروم. جمعيت سراسر مجلس را پر كرده بود. وقتى بر فراز منبر رفتم، زبانم بند آمد و ديگر نتوانستم كلمهاى صحبت كنم. بلافاصله متوسل به وجود نازنين حضرت صديقه طاهره شدم. در دل خود زمزمه كردم كه بىبى جان؛ مرا از تهران دعوت كردهاند كه در اين مجلس سخنرانى كنم ... آبرويم را بخر.
حاج آقا جعفر پسر مرحوم خوانسارى يك ليوان آب برايم فرستاد. زبانم باز شد اما خودم فهميدم اين ظرف آب نبوده كه زبانم را گشوده است، لطف و مرحمت بانوى بزرگ عصمت و طهارت بوده است. در همان مجلس خطبه حضرت زهرا (س) را خواندم و آنچنان مجلسى شد كه در يادها و خاطرها ماند. گاهى احساس سبكبالى مىكنم. حس مىكنم مثل پرندهها بال در آورده و پرواز مىكنم ... همه اينها از مدد لطف صديقه طاهره است.
اجازه بفرماييد بازگرديم به كتاب، آنچه در يك نگاه اجمالى به چشم مىخورد، تلاش حضرتعالى براى گزينش روايات شيعه و سنى درباره