بانوى آب و آفتاب: طرحى نو در كتابشناسى حضرت زهرا (س) - سروقامت، حسين - الصفحة ١٤٧ - «فاطمه(س) از آغاز تا انجام»/ سيد محمد كاظم قزوينى؛ فاطمهالزهرا(س) از ولادت تا شهادت، ترجمه حسينفريدونى
روايتى ديگر بيانگر ميزان علاقه صديقه طاهره به وجود مبارك حضرت رسول (س) و وابستگى به آن رسول گرامى است. بى جهت نيست كه در كنار پيكر رنجور رسول اللّه بيشترين گريه و ناله از حضرت زهرا (س) مشاهده مىشود:
على ٧ مىفرمايد پيامبر را در پيراهنش غسل دادم. فاطمه زهرا به من فرمود پيراهن پدرم را به من نشان بده، وقتى پيراهن را به وى نشان دادم آن را بوسيد و غش كرد و به همين علت من پيراهن را از وى پنهان نمودم.[١]
و سرانجام روايت نابى در باب شفاعت حضرت زهرا (س) در صحراى محشر؛
در جلد دهم بحار از امالى صدوق از امام باقر ٧ نقل مىكند كه فرمودند:
از جابربن عبداللّه انصارى شنيدم كه مىگفت رسول خدا ٦ فرمودند وقتى روز قيامت شود، دخترم فاطمه زهرا (س) سوار بر ناقهاى از ناقههاى بهشتى به پيش مىآيد ... در حالى كه در سمت راست او هفتاد هزار و در سمت چپ وى نيز هفتاد هزار فرشته در حركتند و جبرئيل در حالى كه مهار ناقه را در دست دارد با بلندترين صدا ندا در مىدهد چشمان خود را ببنديد تا فاطمه دخت محمد ٦ عبور كند و در آن روز هيچ نبىّ و رسول و صدّيق و شهيدى باقى نمىماند مگر آنكه چشمانش را مىبندد تا فاطمه بگذرد ... در اين هنگام اين ندا از سوى حق جل جلاله مىآيد كهاى حبيبه من واى دختر حبيب من! از من بخواه تا به تو بدهم، و شفاعت كن تا شفاعتت را بپذيرم، پس به عزت و جلالم سوگند كه از ستم ستمگرى نخواهم گذشت.
[١]- ص ٢٦٢ كتاب به نقل از مقتل الحسين خوارزمى.