درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٣ - حديث اول توحيد از اصول كافى
و چنانچه فعل و تأثرات ارادى بشر نبود موجودات جهان مسير مشخصى نداشت بلكه بشر است كه موجودات جهان را بحركت و جنبش در مياورد و قابل استفاده مينمايد و بدين طريق نيز وسايل آسايش و زندگى بشر آماده مىشود و حقيقت (وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) تحقق مىپذيرد و در اثر تكاپو و افعال اختيارى بشر پيوسته تغييرات و تحولاتى پديد مىآورد و پارهاى از آنچه ساحت كبريائى در كمون موجودات بوديعت نهاده مورد استفاده قرار ميدهد و اسرارى كه در كمون موجودات جمادى و نباتى و منابع طبيعى نهاده شده هر يك را پس از ديگرى كشف مىنمايد.
بالاخره يگانه موجودى كه در نظام جهان طبع نقش مؤثرى دارد بوسيله او ساحت كبريائى موجودات را بحركت در مياورد و بمقصد و كمال سوق ميدهد همانا روح و نيروى عاقله بشر است كه يگانه موهبت و امانت الهى است كه جز بشر توان حمل و پذيرش آن را ندارد و او يگانه خليفه است كه مقام كبريائى موجودات را در اختيار و در تسخير او در آورده است.
و غرض از بيان مثال آنست كه حركت و سير جوهرى و نظام حركت تكاملى جهان وابسته بأفعال اختيارى بشر است و بدان وسيله و نيروى عاقله بشر هم چنين مجموع موجودات جهان بساحت كبريائى ارتباط مستقيم مىيابند.
از اين بيان استفاده شد كه روح و نيروى عاقله بشر يگانه موجودى است كه اقرب بساحت كبريائى بوده و نيرومندتر و از لحاظ احاطه وجودى و شهودى و هم چنين نورانيت و ارزش وجودى او قابل قياس بساير موجودات نيست بلكه غرض از خلقت جهان پهناور كه عرض و طول آن ناپيدا و غير قابل احاطه است بمنظور پذيرائى و تكميل بشر است و او را بمعرض آزمايش قرار دهد.
قوله عليه السلام: الواحد الصمد:
و ذكر واحد و صمد بمنظور تذكر آنست كه احاطه حقيقى بهمه موجودات