درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٦٠ - حديث ٥ از اصول كافى
و مخلوقات ساحت كبريائى از خلقت جهان و موجودات بىشمار و بىحساب آنها تصور نميرود و شاهد بر قدرت و احاطه بىنهايت است.
قوله عليه السلام: الممتعة من الصفات ذاته:
بيان آنست كه از نظر اينكه وجود او واجب و همه كمالات و صفات وجودى را واجد است بر اين اساس محال است كه صفتى از صفات كمال بر او عارض شود زيرا لازم آن فقدان صفت وجودى است و نيز تركيب لازم مىآيد و ساحت آفريدگار واجب و غنى و بىنياز از صفت زايد است.
مثلا عالم بطور اطلاق است و چيزى از علم و احاطه او پنهان نخواهد بود و هرگز از خارج علمى براى او تحقق نخواهد يافت بالاخره همه صفات وجودى كه از شئون وجود است بطور كامل و واجب از شئون وجودى و ذاتى او است و همه صفات نيز متحدند و كثرت در ساحت او مفهوم ندارد ذات او علم و قدرت و حيات و اراده است همچنين عالم و قادر وحى و مريد است بدون اينكه اين صفات از خارج بر او عارض شده باشد همه صفات كمال متحد و ذاتى او است.
و همه صفات كمال موجود بوجود واحد و بطور اطلاق و اصيل و اعلى و اشرف از صفاتى است كه در مخلوقات است.
مثلا علم و احاطه ساحت كبريائى اعلى و اشرف است از اقسام علم كه بشر و فرشتگان دارند هم چنين قدرت بىنهايت ساحت آفريدگار اعلى و اشرف از قدرت موجودات امكانى است و قابل قياس بقدرت مخلوقات نخواهد بود از لحاظ وجود و تحقق آن ولى در ماهيت و معنا متحدند و تفاوت ميان انحاء و اقسام قدرت بر حسب وجود و شدت و ضعف و تقدم و تأخر است نه بر حسب مفهوم و ماهيت است.
قوله عليه السلام: و من الابصار رؤيته:
بيان آنست كه ذات كبريائى از نظر وجود حقيقى و صرافت وجودى داراى