درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٢٩
و در مورد ضلالت و گمرهى كافران نظر باينكه روان و قلب آنان آميخته با انديشه كفر عناد و بىتوجهى است بر حسب طبع سركش خود به تمايلات رغبت دارد و قلوب و روان آنان را هوى و هوس فرا گرفته و آنچه بخاطر آنان خطور ندارد انديشه در مسير زندگى و عاقبت خود مى باشد ساحت كبريائى نيز در باره رسانيدن آنان بهمان مسير كه در پيش دارند آنست كه بر تيرهگى و غفلت آنان بيفزايد و چون خاطرات آنان با خداشناسى و فضايل اخلاقى رابطهاى ندارد آنها را سر گرم نعمتهاى دنيوى و انديشه باطل نموده و هر چه از دلائل خداشناسى و فضيلت خلقى به آنان عرضه مىشود بر عناد و قساوت و عدم توجه آنان افزوده خواهد شد و سيرت اين چنين روش مرگ روان و تيره بختى و بىخبرى از عاقبت وخيم است و شقاوت و خلود تيره بختى همين است كه خود نيز نفهمد.
و شاهد بر تيره بختى آنست كه آيه بمثال بيان نموده هم چنان كه براى بشر محال است طيران و پرواز هم چنين بر اين گروه غافل از خود و از مسير خود درك حقايق آفرينش و توجه بآينده خود نمىتوانند لحظاتى چند بينديشند از نظر اينكه پيروى تفكر و خود انديشى از آن سلب شده است و هرگز بفكر مرگ نيستند.
و در ذيل آيه ميفرمايد وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً.
آيه بيان آنست كه طريقه تدبير ساحت كبريائى در باره بشر اين چنين حقيقتى است كه هر كه را شايسته بداند و در او اقتضاء قبول و پذيرش هدايت باشد بر او نيروى و نورانيتى موهبت فرمايد كه با ميل و رغبت بدلايل توحيد و معارف و صلاح توجه نموده آن را تلقى نمايد و بپذيرد و صورت عقيده خود قرار دهد و بر آن عقيده استقامت نمايد و در مقام سپاس از نعمت بر آيد و هر كه اين چنين صلاحيت نداشته در او اقتضاء قبول و پذيرش نباشد ساحت كبريائى بر تيرهگى و بىخبرى قلب و عناد او ميافزايد زيرا در اثر تمايل به انحراف خود و بخواستههاى خود بتهديد خود گوش فرا نميدهد و همواره بر غفلت و سرگرمى او افزوده مىشود و هر لحظه از