درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٢٧
و آيه (فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ).
مفاد آيه آنست كه ساحت كبريائى براى حيات جسمانى بشر بسيار طبيعى مقرر نموده كه از طريق آن وسائل حيات باو ميدهد هم چنين براى حيات معنوى و روانى و معرفت آفريدگار علل و اسباب مقرر فرموده كه از آن طريق حيات و ايمان بوى موهبت ميفرمايد و عبارت از شرح صدر است و مراد از صدر قلب و روح و روان انسانى است و از روح تعبير بصدر شده با اينكه روح مجرد است و ظرف و مكان ندارد ولى نظر باينكه نخستين ارتباط و احاطه تدبيرى روح مجرد با بدن عنصرى از طريق قلب صنوبرى است بنا بر اين مراد از صدر و سينه روح و روان است كه حقيقت و لطيفه انسانى است و ساير اعضاء و جوارح بمنزله جزء سافل و نيروهاى عامل و فرمانبر روح هستند.
خلاصه ساحت كبريائى هر كه را شايسته هدايت و خير و صلاح بداند باينكه خود در مقام پذيرش و انقياد است روح ايمان و خداپرستى بوى موهبت ميفرمايد و بر نيروى روح و روان او ميافزايد و آن را بسيط ميدهد و بر ابعاد معنوى و بر نظر و دقت در باره مسير خود ميافزايد از جمله هر چه بيند بنظر عبرت بنگرد و هر چه از نصايح بشنود با نيروى پذيرش بدان توجه نمايد و در روان خود آن را حفظ مىنمايد.
و نظر باينكه حقيقت روح انسان عبارت از نيروى مجرد و تعلقى است يعنى نيروى غيبىگيرندهاى است كه از طريق حواس ظاهرى و فكر از شنيدنى و ديدنى حقايق و اسرارى مىتواند بفهمد و بآنها احاطه بيابد و چنانچه انسان ظرفيت درك معارف الهى و خداپرستى را داشته باشد يعنى نيروى انتقاد و پذيرش فطرى خود را در باره معرفت پروردگار بكار بندد و در مقام سپاسگزارى بر آيد در اين صورت ساحت كبريائى روح و حيات ايمان و نيروى خداپرستى و تقوى بوى موهبت