درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٩١ - حديث دوم در لزوم حجت
وراء واهب الصور بر حسب شايستگى و صلاحيت و قابليت نورى بر قلب اهل ايمان بتابد.
خلاصه معرفت اكتسابى حيات طيبهاى است كه از طريق كسب معرفت از هر طريق باشد فقط آمادگى و اقدام بپذيرش و به قدر قابليت است بدون اينكه كوچكترين معرفتى ايجاد نمايد و بطور حصر معرفت ساحت كبريائى حيات طيبهاى است كه بالاترين موهبت الهى و وجود روح و حيات و قدرت و معرفت است و داراى مراتب بىنهايت كه اعلى مرتبه آن معرفت موهوبى است كه برسولان و اولياء عليهم السّلام بر قلب تابناك آنان الهام و القاء شده و مىشود كه قابل تغيير و زوال و تزلزل نخواهد بود و حقيقت آن صورت علمى و شهود اعتقادى و بلكه نور و نورانيتى است كه هرگز تزلزل و تحول پذير نبوده و نخواهد بود.
خلاصه معرفت ساحت كبريائى نور وجودى است كه در فطرت بشر نهاده شده و از مقوله وجود و روح است و مراتب و درجات متفاوت و بىنهايت خواهد داشت مرتبه ضعيف همان است كه در فطرت بشر نهاده شده است.
بر اين اساس معرفت عبارت از مقامى از روح بشرى و وجود است كه اختلاف درجات آن بىنهايت مانند وجود و نورانيت وجود و هستى است بدين جهت فقط از ساحت كبريائى بايد افاضه شود و نور حقيقى است كه بايد بقدر ظرفيت ذاتى مانند انبياء و يا ظرفيت اكتسابى بقدر سعى و قدرت علمى اهل ايمان و يا در اثر حيات عملى قابليت بيابد كه نور افاضه شده را از ساحت كبريائى بپذيرد و تلقى نمايد.
بالاخره معرفت ساحت مقام كبريائى عين قدرت ايمان و شهود و اعتقاد بصفات كبريائى است يعنى نور وجودى است كه حيات و قدرت و علم لازم آن بلكه عين آنست و از آنست ايمان بوحدانيت ساحت كبريائى و وحدت حقيقى صفات و آثار او است و از جمله لوازم معرفت همانا ثبات و استقامت در عقيده و ايمان و ثبات و صبر در برابر معصيت و در برابر حوادث ناگوار اين همه از شئون معرفت و لازم شدت