درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٧ - حديث دوم از استطاعت و تفويض
بلكه بوسيله بكار بردن نيروى اختيار است كه آن نيز نعمتى است ارزشمند كه پايه همه فضايل و مزيتهاى بشر از ساير موجودات و از قدسيان همين نيروى اختيار است.
و خلاصه آن آنست كه ساحت كبريائى بشر را در جهان بمعرض امتحان و آزمايش قرار داده و حركات و افعال او را بر اساس نيروى اراده و اختيار قرار داده كه با قضاوت درونى خود بكارى اقدام نمايد و تا هنگامى كه بصلاح آن عمل روان او اظهار نظر و قضاوت ننمايد هرگز بآن اقدام نخواهد نمود.
بر اين اساس نظام آزمايش بشر بر نيروى اراده و اختيار خود او است كه افعال و حركات بشر بر مبناى اراده و اختيار و داورى روانى خود باشد مورد اجر و ثواب و يا عقوبت قرار خواهد گرفت و اين مرام صحيح است كه صريح تعليمات اهل بيت طهارت عليهم السّلام است و در شرح روايت گذشته مختصرى از چگونگى آن نگاشته شد.
و در ضمن روايت سائل نيز كه بظاهر از علماء معتزلى بوده پس از بيان صريح امام صادق عليه السّلام مستبصر شد و حق و حقيقت را بدست آورد باينكه چگونه مىشود بشر كه محصول نظام جهان است و افعال و حركات و اعمال او محور همه كمالات و آثار و تعالى بشرى است ساحت كبريائى آن را بعهده بشر بسپارد و استطاعت و قدرت بطور اطلاق باو واگذارد و ساحت كبريائى از اعمال قدرت و تصرف عزلت جويد جهان را بجهانيان واگذارد اين منطق صحيح نيست.
سائل عالم معتزلى پس از تحصيل حقيقت و استفاده از بيانات امام عليه السّلام اقرار بصحت دعوى وصايت امام نموده و اينكه اهل بيت وحى و داعى بحق هستند و بدون پيروى از تعليمات آنان نمىتوان از آيات كريمه بطور اطلاق استفاده نمود.