درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٣ - حديث دوم از استطاعت و تفويض
اينكه معذور نيستند و مورد عقوبت قرار ميگيرند هم چنان كه ساحت كبريائى قدرت و استطاعت عمل به بشر داده كه با نيروى روانى و جوارحى و با وسائل خارجى ميتواند استفاده نمايد ولى بطور محدود و عاريتى و نيروى مرموز ديگرى و قدرت روانى باو موهبت فرموده بنام اختيار كه در باره هر عملى و حركتى انجام دهد.
پس از اظهار نظر و فرمانروائى روح و روان خود بآن اقدام خواهد نمود و از قدرت خدا داده استفاده نموده و بدون جلب نظر و فرمانروائى عقل و خرد خود هرگز بعملى و حركتى اقدام نخواهد نمود بالاخره با نيروى اختيار و فرمانروائى روانى در مقام بكار بردن قدرت و استطاعت خدا داده باو برميآيد از اين نظر بشر در باره افعال اختيارى خود بدون اعمال نظر و جلب قضاوت روح در باره خود اقدام بكار بردن قدرت و استطاعت خدا داده خود بر نميآيد.
قوله (ع): قال ففوض اليهم قال لا:
شخص بصرى حقيقت مطلب را نفهميد باز برگشت عرض نمود حالا كه قدرت و استطاعت موهوبى به بشر بطور محدود و عاريت است پس بشر قدرت دارد كه كارى را انجام دهد و در اجراى آن مستقل باشد امام فرمود نه بطور تفويض نيست و هرگز بشر در قدرت و استطاعت خدا داده مستقل نخواهد بود بلكه هر چه نعمت و يا قدرت و استطاعت كه ساحت كبريائى به بشر موهبت فرمايد بطور عاريت بوده و استقلال در آن نخواهد داشت محدود و موقت و با شرايط و امكاناتى خواهد بود.
قوله فما هم قال (ع): علم منهم فعلا فجعل فيهم آلة الفعل فاذا فعلوا كانوا مع الفعل مستطيعين:
سائل بار ديگر توضيح خواست: بشر قدرت و استطاعتى كه پروردگار دسترس