درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٥٦ - حديث يكم از استطاعت و تفويض
و بر تقدير كه اراده كبريائى به مطلق فعل صادر از فاعل تعلق يافته بوده و هنگام تحقق فعل در خارج اراده كبريائى سبب مىشود كه فاعل نيز باراده و اختيار آن را انجام دهد زيرا اراده و اختيار فاعل ظهورى از اراده كبريائى خواهد بود از نظر اينكه مخلوق و موجودى است نيز از بهره وجود و هستى بهرمند شده است.
بهر تقدير قول باينكه هنگام صدور فعل از فاعل اراده قاهره سبب بطلان تأثير اراده فاعل مىشود و بصورت اجبار فعل صادر خواهد شد.
مورد انتقاد است زيرا هرگز اراده فاعل مزاحم با اراده قاهره نخواهد بود هم چنين اراده قاهره مزاحم با اراده فاعل نخواهد بود بلكه اراده قاهره سبب تحقق اراده فاعل بوده و هرگز اراده فاعل در مرتبه اراده قاهره نخواهد بود تا اينكه بتواند در مقام معارضه با كبريائى بر آيد.
بالاخره اراده فاعل مورد فيض وجود و هستى قرار گرفته است بقياس ساير موجودات كه هر آنچه ساحت كبريائى به بشر ارزانى فرمايد بطور موهبت و عاريت است يعنى موهبت و نعمت كبريائى را بكار برده است با خواست كبريائى او.
قوله (ع): و لم يطع اللَّه باكراه و لم يعصه بغلبة:
با فرض استطاعت و نيروى بكار بردن قدرت در عمل و اينكه بشر در اثر اقدام بهر عمل اختيارى در مقام سنجش آن بر مىآيد و در باره صلاح و فساد آن اظهار نظر مىنمايد و بدون صدور حكم و داورى هرگز بآن اقدام نخواهد نمود.
بر اين اساس چنانچه در مقام اطاعت بر آيد نيروى عصمت و طهارت روان خود را بكار برده و اظهار نموده و بصلاح و سود آن عمل نائل خواهد شد.
و بر تقدير كه پس از حكم بر وفق هوى و تمايل خود كه به گناه اقدام نمايد و زمام و عنان اختيار خود را به نيروى خودپرستى سپرده باشد در اين صورت نعمت استطاعت و قدرتى را كه پروردگار باو موهبت فرموده تضييع نموده و ناديده