درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٥٤ - حديث يكم از استطاعت و تفويض
را گناهكار و متمرد از آفريدگار معرفى نموده است و باكى هم از آن نام نكبت بار ندارد.
قوله (ع): و لم يطع اللَّه باكراه و لم يعصه بغلبة:
از بيان گذشته استفاده شد كه اساس فعل اختيارى بر حكم و قضاوت صدور فعل و اينكه بصلاح و سود فاعل مختار است زيرا آنچه در باره خود خواسته در آن باره حكم نموده و نيز آن را بموقع اجراء گذارده است از نظر اينكه آنچه در باره سيرت و ذات و ذاتيات خود حكم نموده و روا داشته همان فرمان را در باره خود اجراء نموده است.
از بيان گذشته بطور صريح استفاده شد كه فاعل مختار بر حسب حكم و خواسته در باره خود حكمى صادر نموده و بر آن ثبات و استقامت داشته و تجديد نظر ننموده تا هنگام كه آن حكم را در باره خود اجراء نموده است در نتيجه فعل اختيارى به نيرواى جز نيروى روانى و جوارحى بهيچ چيز استناد ندارد.
اشاعره گفتهاند نظر باينكه ساحت كبريائى اراده فرموده كه فعل خاص از فاعل در ظرف مقرر صادر شود لازم آن آنست كه فاعل مجبور باشد زيرا با اراده قاهره بصدور فعل از فاعل هرگز زمينه براى اراده فاعل نخواهد بود كه چنان كه بخواهد خواسته خود را انجام دهد و چنانچه نخواهد ترك نمايد.
هم چنان كه از آيه (اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ) و نظاير آن اين حقيقت را استفاده نمودهاند (لا مؤثر في الوجود الا اللَّه) باينكه وجود و ايجاد و خلقت هر چيزى اختصاص بآفريدگار دارد افعال بشر نيز مركب از حركاتى است كه خالق آنها آفريدگار مىباشد.
پاسخ آنست كه آنچه مورد مشيت كبريائى قرار گرفته فعل خاص با لوازم تشخص از فاعل با قيد اختيار صادر شود هم چنان كه نظام آزمايش چنين مقتضى