درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣٨ - باب النوادر حديث يازدهم از اصول كافى
توحيد معلم و استادان بشر هستند بدين مناسبت تأثير آنان در چگونگى زندگى و سعادت و شقاوت هر يك از افراد آشكار است.
از نظر برهان اينكه سبب مقوم شىء اولى است باينكه نفس آن شىء باشد از خود آن شىء زيرا آن سبب و علت مقتضى وجود و بقاء آنست و هر شىء بذات خود بطور امكان است و يا سبب آنكه مقوم ذات آنست بطور وجوب خواهد بود و بديهى است وجوب تأكيد وجود است و امكان شىء ضعف و نقص آن است و نسبت سبب بشىء اولى است باينكه نفس آن شىء معرفى شود از اينكه خود آن شىء باشد بعبارت ديگر سبب مقتضى وجود شىء و بقاء آن از نظر اينكه مقوم وجود آنست بطور وجوب خواهد بود و وجوب تأكيد وجود است و امكان به لحاظ خود آن شىء است كه جهت نقص آنست بدين نظر سبب و علت كه مقوم وجود شىء است نفس و حقيقت آن شىء خواهد بود.
بدين نظر آيه رسولان و رسول گرامى اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را نفس آن مردم متمرد معرفى فرموده است و فرمود
(وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ)
يعنى كفار و متمرّدان ظلم و ستم و هتك روا داشته و رسولان و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را مورد ظلم و هتك قرار دادهاند از نظر اينكه زمام تعليم و تربيت آنان در اختيار رسولان بوده و نسبت بزمان تشريع دين اسلام ظلم و ستم و هتك راجع برسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ميباشد و قبح هتك ساحت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم زياده بر تمرد و گناه و كفر است.
قوله (ع): فجعل ظلمنا ظلمه و ولايتنا ولايته حيث يقول إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
: بيان مثال است همچنان كه ساحت كبريائى ولايت ذاتى و حقيقى خود را توسعه داده و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و اوصياء او را نيز مشمول ولايت عامه خود فرموده و هر يك از آنان را ولى بطور اطلاق بشر خوانده و معرفى فرموده است.
بهمين قياس رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم و اوصياء او را حقيقت و روح و نفوس افراد بشر