درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٢٦ - حديث ٧ از اصول كافى
بالاخره بمنظور قيام بوظايف عبوديت و وسيله براى بشر مقرر فرموده و در حقيقت انسان از دو نيروى روانى و مادى آفريده شده و با اين دو نيرو قيام بوظايف دينى مىنمايد و مورد آزمايش قرار ميگيرد بايد در مقام اجر و پاداش نيز هر دو نيرو به تناسب متنعم بنعمتهاى روانى و جوارحى زياده بر تصور شوند و بر حسب آيات كريمه مانند (وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ) هر يك از اعضاء و جوارح نيز سهم بسزائى از حيات و قدرت خواهند داشت بطورى كه در اطاعت روح خود كفاء بوده و محتاج بعوامل و وسيله خارجى نخواهد بود و در حقيقت حركت و سير جوهرى اعضاء و جوارح و قيام باداء وظايف دينى در اين جهان سيرت آن ظهور حيات و قدرت اعضاء و جوارح در عالم آخرت خواهد بود بطورى كه در اجراء خواستههاى روح خود كفاء بوده و نياز بوسايل خارجى نخواهد داشت.
و براى توضيح بيشترى در اين باره به تفسير انوار درخشان جلد دهم در سوره اسراء رجوع شود.
قوله (ع) نحمده بجميع محامده كلها على جميع نعمائه كلها:
پس از ذكر صفات ساحت كبريائى آن را وسيله قيام باداء شكر نعمتهاى بىشمار قرار داده كه در حقيقت ذكر صفات و اقرار بكمالات وجودى ساحت كبريائى سبب قيام به شكر نعمتها كه لازم و مظاهر صفات كمال و جمال كبريائى است نه محامد وجودى و كمالات ذاتى كبريائى قابل احاطه است و نه نعمتهاى بىشمار و نامتناهى كه آثار و مظاهر جميله صفات هستند هيچ يك قابل احاطه و فهم و ادراك نخواهند بود.
و در جمله (نحمده) بهيئت جمع ذكر فرموده از نظر اظهار خضوع خود و پيروان مكتب خود كه مزيد بر شعار عبوديت و خلوص است كه محامد و صفات كريمه ساحت كبريائى اولا و بالذات شايسته حمد و سپاس است و در پرتو آن ذكر