درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٢٠ - حديث ٧ از اصول كافى
بلكه در مورد زمانيات و متحركات علت فاعلى و سبب غائى متحد خواهد بود مثلا شخص جائع و گرسنه غذا صرف مىنمايد بمنظور اينكه سير و از غذا بىنياز گردد و علت غائى نيز همان سيرى و بىنيازى از غذا است در حقيقت خيال سيرى و بىنيازى از غذا كه علت فاعلى است و شخص گرسنه را واميدارد كه غذا صرف نمايد حالت سيرى و بىنيازى سبب غائى آن خواهد بود بالاخره حالت سيرى كه كمال است از طريق صرف غذا آن را بدست مىآورد.
هم چنان كه فعل اختيارى كه از درون فاعل مختار ظهور مينمايد بمنظور اينكه غرض و نتيجه آن را كه كمال منظور است بدست آورد در حقيقت غرض و سبب غائى نيز همان فاعل است همچنان كه حقيقت حركت جوهرى و اينكه فعل اختيارى حركت ذاتى است و آنچه در كمون دارد بعرصه ظهور در مىآورد و در حقيقت فاعل در اثر فعل اختيارى كمال خود را تحصيل مينمايد بالاخره رجوع هر فعل اختيارى بفاعل مختار كه سبب رشد و كمال فاعل است امر ضرورى و غير قابل تخلف است.
و نسبت بساحت قدس كبريائى كه غنى و بىنياز و واجد كمالات ذاتى و وجودى باقصى مرتبه است فعل او نيز كه ظهور صفات و فيوضات او فقط از طريق خلق و آفرينش است بايد بساحت او باز گردد و غرض اصلى از فيوضات و گسترش وجود در عوالم امكانى ذات كبريائى است و بتبع آن نظام جهان خواهد بود.
از اين بيان استفاده شد مفاد هو الاول و الآخر آنست كه اوليت ساحت او از نظر اينكه فاعل و خالق هر موجودى و آفريدهاى است و صفت آخريت او از نظر اينكه سبب غائى و غرض و منتهى اليه هر موجود است.
نتيجه اينكه ظهور علم كبريائى و وجود خواسته يكى است و ساحت قدس فاعل است از نظر اينكه خود سبب غائى و غرض است و هرگز فاعليت كبريائى انفكاك از غائى بودن او ندارد و غايت و غرض اصلى از نظام خلقت حضور به